نطقی که انتظارات را برآورده نساخت
نماینده محترم مراغه و عجب شیر اخیراً نطقی در مجلس داشتند که خیلی کلیّ ومتناسب با زمان معین برای آن نبود یعنی اگر هم قرار بود به مسائل و مشکلات منطقه پرداخته شود، وقت نمانده بود که توسط خود نماینده ی محترم بیان شود.ایشان بیشتر به بیان افکار و عقایدی پرداختند که از زبان خیلی ها جاری شده است وچیز تازه ای عرضه نشدیک مورد به بیان یکپارچه سازی اراضی کشاورزی اشاره کردند که آن هم کلی است ودر مورد آن نیزتاکنون در رادیو وتلویزیون بحث های مفصلی شده است والبته درحوزه ورزش نیز که حوزه ی تخصصی ایشان است به بیان مطلب پرداختند که امیدواریم مورد توجه دولت قرار گیرد اما به عنوان یک شهروند که ایشان نمایندگی مارا در مجلس به عهده دارند انتظار داشتیم که به بحران آب در منطقه و شور شدن چاه های آب اشاره می کردند ومی گفتند که اگر چاره ای اندیشیده نشود اصلاًکشاورز وکشاورزیی نخواهد ماند که زمین هایش یکپارچه شود!! ما امیدواربودیم که به معضل دریاچه حتماً اشاره شود و اینکه از مسئولین در مورد چگونگی هزینه کرد بودجه اختصاص یافته به دریاچه توضیح خواسته شود وانتظار داشتیم که به اجحاف در مورد کشاورزان منطقه هنگامی که محصولشان به بار می نشیند وواردات بی رویه سیب زمینی و پیازانجام می گیرد حتماً نهیب زده شود!!چه خوب بودبه عقب ماندگی و مظلومیت شهرستان های مراغه و عجب شیر با توجه به قدمت و تاریخی که دارند در مقایسه با سایرشهرهاتذکر داده مي شدوبیان مي کردند که این رسم برادری نیست!! چه خوب بود از دولت محترم در مورد اشتغالزایی درحوزه نمایندگی خود سوال می کردند و این که چرا از نسل جدید در شهرستان عجب شیر کمتر سراغ داریم وسن ساکنان شهرستان بیشترچهل سال به بالاست و قریب به اتفاق جوانان منطقه برای یافتن شغل آواره ی شهر های دوردست هستند !؟دوست داشتیم در مورد برباد رفتن آثار باستانی منطقه هشدار داده شود واینکه چراکاری در این زمینه صورت نمی گیرد و آثار مکشوفه توسط نیروی انتظامی نیز درخود شهرستان نگهداری نمی گردد و معلوم نیست که به کجا سپرده شده اند!؟ شایسته بود موزه ای در خور تاریخ شهرستان عجب شير ایجاد می شد تازمینه ای می گشت برای مطالعات علمی محققان !!البته موارد زیاد است ولی مجال بیان نیست امیدواریم نطق های آينده ي نماینده محترم به یاد ماندنی و تأثیر گذار در سرنوشت منطقه و کشور باشدان شاءا...
انتخاب درست اولین قدم در پیروزی است
طبق آموزه های دین مبین اسلام در اداره ی امور، رفیق بازی وباندبازی ورنگ وطبقه وسن معنایی ندارد، بلکه تنها تقواوتوانایی علمی و عملی فرد ملاک است ، کشورهای پیشرفته با ملاک قراردادن توانایی فرد به پیشرفت های بزرگی رسیده اندولی آرمان شهری که مدّ نظر ادیان است با دوبال پرهیزکاری ودانش مُیَسّرخواهد شد که البته گویی همراه شدن این دوبال زمانبرخواهد بودوبه قول حافظ « عالمی دیگرببایدساخت وز نوآدمی» ولی این امر روشن وواضحی است که هر کشوری به این ملاک نزدیکتر باشدموفق تر خواهد بود وقطعاً یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی نیز همین اصل بوده ولی به مرورزمان گویی این اصل کم رنگ تر می شود وما بین حزب بازی غربی ها و خانواده ورفیق بازی شرقی ها آواره مانده ایم واصل اسلامی در این بین مهجور مانده است وهرچقدربه این وضع ادامه بدهیم جزآوارگی حاصلی نخواهدداشت پس امیدواریم که مسئولین استانی درانتخاب خوددقت کنند وخدا و مصلحت کشورومنطقه را در نظرگیرندالبته شاید در نظر آنهایک فردی برای تصدّی یک مقام خوب باشد ولی باید به نظرات مردم منطقه نیز توجه شوداگر قراراست برای عجب شیر فرمانداری ویا رییس اداره آموزش و پرورشی انتخاب شود اول باید ازصاحب نظران منطقه مشورت گرفته شودتا اگر فرد شایسته ای در خود عجب شیر بود از آن فرد استفاده شودواگر هم گزینه ی مناسبی نبود باز باید فرددرنظرگرفته شده موردتایید بزرگان منطقه باشدکه درغیراین صورت وقت هدر دادن ومدیریت «باری به هر جهت»خواهد بود ، لذا امیدواریم اگر قرار است اتفاقی بیافتد با اخذ نظرهمه ی طیف های موجود در عجب شیر باشدنه فقط طوماربه دستان موردمشورت قرار گیرندواگر قرار است کاری برای منطقه صورت گیرد و به تبع آن افتخاری در کارنامه ی دولت ثبت شود ،خود ما برای پست های مورد اشاره افرادمناسبی در منطقه داریم که می توانند منشأ خیری در منطقه باشند که البته از آوردن نام آنها معذوریم ، این افراد هم مورد اعتماد دستگاه های نظارتی هستند و هم مورد تأیید مردم ، شاید عدّ ه ای برما خرده گیرند که اگراین افراد مسئول شدند،دیگرازاینها انتقادنخواهید کرد!؟بایدبه این عزیزان عرض کنیم که متأسفانه شما با کار مطبوعاتی آشنا نیستید، مطبوعات غلام حلقه به گوش کسی نباید باشد و در زمان لازم هم بایدانتقاد کندالبته با رعایت جانب انصاف!!گاهي هم ممکن است لغزشي دراين امراتفاق افتدولي این تعارضی با پیشنهاد مذکورما ندارد ولی بعضی دوستان وقتی مسئولیتی به عهده می گیرند تحمّل وظرفیت شان کم می شود دوست دارند افراد فقط ثناگوی آنها باشند که این امر با کار مطبوعاتی کاملاً در تضادّ است لذا اگراز طرف اولویت افراد بومی پیشنهاد می شود این بدان معنا نیست که ما عیب ها را ندیده خواهیم گرفت البته اگر افرادی باشند که صفات ذکر شده را داشته باشند قطعاً به امور آشنا هستندوچنین مشکلاتی پیش نخواهد آمدوالسلام.
دنيز
أورگی قانه دونن پیکری صد پاره دنیز
نه گلیب باشوه ای قیرمزی رخساره دنیز
قوجاقوندا بویودن مردی له ، نامرد هانی؟!
دئین آخ وای نه چوخ اولدی سنه بیچاره دنیز
هانی امّا یتیرن پارچالانان لب لری وه
او سودان کی کسیلیب یول دا علمداره دنیز
آغاران ساچلاریوا آند اولا بیز یاتماميشيق
صبرائديب گؤزلریمیز یولدادی سالاره دنیز
بابک ون هاردا قالیب حقّی دیین شهریارون !؟
یتیرون قانلی سوزی حضرت سرداره دنیز
آغلارام بلکه دولا باده عشق اهلی گینه
اقتدا ایلیه غیرت چاغی کرّاره دنیز
اولديريب لرسنی ختمین دوتاجاقلار هله ده
هانچی رویاده گوروم بیربیله پتیاره دنیز
قاوزانیر دوز گؤیه گویا کی قیامت اولاجاق
گول و بولبل سونه جک ، میلتین آواره دنیز
بیر زمان معدن عشق ازلی دور قوجاقين
دونیب ایندی او گؤزلیک خسینن خاره دنیز
مرداوغولّارون هایاندا قالیب ای چنلّی بلیم !؟
گؤزتیکیب دوشمانیمیزایسته مه لی یاره دنیز
اورگیم قانه دونیب لطف ایله امداده یتیش
صاحب الامر !! دوشيب حالِ بدِ زاره دنیز
خدا با ماست ، اگرفکری هم به حال ما نشود
با گذشت زمان وبا توجه به بارش های کم برف و باران ، کم کم اضطراب یقه ی ما را گرفته بود که امسال تابستان که فرابرسدوضع منطقه چه جوری خواهد شد!؟ آیا شاهد طوفان های نمکی فراگیر خواهیم بودیا نه!؟امسال نیز بدون اینکه مسئولین فکری در زمینه ی کنترل کاشت محصولات پرمصرف بکنند باز در منطقه ی ما سیب زمینی وپیازودر سمت ارومیه چغندر قندکاشته شد البته کشاورزان هم تقصیری ندارند چون باید زندگی ازیک طریقی تأمین شود واز راه کاشت گندم وجو سودی حاصل نمی شودلذا انتظار می رفت که دولت با دادن کمک های مالی به کشاورزان از کاشت این گونه محصولات جلوگیری کندتا از اتفاق افتادن فاجعه ای حتمی جلوگیری کند ولی امسال نیز چنین موردی پیش نیامد و ما می رویم که یک سال پر مصرف دیگری را نیز شاهد باشیم البته با این بارش های کم !! فکرکم آبي و آینده ی منطقه ذهن وجان انسان را به هم می ریزد ودچاریاس می سازد مخصوصاً تند بادی که اخيرا ًاتفاق افتاد وگرد غبار وحشتناکی را به پا کرد !!با خود گفتیم این مقدمه ی طوفان های نمکی پی در پی خواهد بود ولی بارش بارانِ بعد ازآن، به ما نهیب زد که خدا را فراموش نکنيد اگرفکری هم به حال ما نشود خدا با ماست!! خدایا به عدد کلماتت شکر ، ببخش و درگذر که مهربانترین فقط تویی. آمین
بدعت ها و نوآوري ها
همه ی دین ها برای اصلاح امور ونوآوری به مردم عرضه شده اند ودر یک کلام آمده اندتا کار مردم را آسان کنند و آنها را از سختی های فکری ومعیشتی رها کنند و به فکر درمورد امور والاسوق دهند ولی خیلی زود مردم آنقدر بدعت در دین خدا ایجاد مي کردند که به آن مسیری که خالق آفرینش تعیین کرده بودمنتهی نمي شدلاجرم پیامبری دیگر فرستاده می شد!! عزیزی از بنده سوال کرد که چرا همه ی دین ها در خاورمیانه ظهور کرده است ؟بنده باعقل ناقصم عرض کردم که آن زمان مرکز تمدن بشری خاورمیانه بوده وامریکا و اروپایی به آن صورت نبوده است وفرهنگ به تدریج به کل دنیا سرایت کرده است البته خودم از جوابی که دادم راضی نبودم چون علاوه برعوامل دیگری که بوده و بنده واقف نبودم یک علت دیگر هم وجودداشته وداردو آن ید طولای ما شرقی ها در بدعت آفرینی است ،خدا در تمامی دین ها برای مردم آرامش خواسته و مردم برای خودودیگران ایجاد زحمت کرده اندبدون اینکه به بحث انحراف ها بپردازم ازاین مقدمه می خواهم به یک موضوع پیش پا افتاده ولی مهم وارد شوم وآن بحث مجالس ترحیم است روز به روز ما آن را برای خود و دیگران به یک معضل تبدیل می کنیم قبل از هر چیزی باید این نکته را عرض کنم که مسجد جایی است که باید پاک باشدتا مقدمه ای برپاکی انسان شود ولی متأسفانه مساجد ، مخصوصاً مساجد ما شیعیان تمیز نیست و وقتی سربر سجده می گذاری بوی بد فرشها مغز آدم را منفجر می کند و درست جایی که می خواهی بامعبودت تنهاباشی و راز دل بگویی ثانیه شماری می کنی که خدایا کی امام جماعت سراز مهربر می دارد! این گوشه ای ازتمیزی مساجد ماست که بماند تا وقتی دیگر !! از آن مهمتر بدعت هاست که هر روز دایره آن را گسترده تر می سازم وخلق الله را دچار مشکل می کنیم از نو آوری های خوب قدیمی ها این بود که موقع ورودبه مسجد به دستت گلاب می ریختندتا با عطرگل محمدی(ص) وارد مسجد شوی وگلدان زیبایی که ثمره خانه داری و هنرنمایی خانم های خانه بود دروسط مجلس ترحیم می گذاشتند تایاد ونام تازه گذشته سبز باشد ولی اخیراً در عجب شیرمدشده که دسته گل می آورندوهر روزهم ابعاد وفرم این دسته گل ها تغییر می کند البته شاید صاحب عزا هم از این کار راضی نباشد ولی ما خلق الله برای آزاردادن هم هر روز دررقابتیم ودر فکر این نیستیم که بابا!! عزیزمن!! تو می توانی دسته گلی به فلان مبلغ بخری وبیاوری ولی آن فقیر بیچاره چه کند؟شاید بعضی ها بگویند:« رو سر بنه به بالین تنها مرا [پولدار] کن » ولی باید به این عزیز گفت که چنین چیزی ممکن نیست تو نمی توانی به تنهایی تصمیم بگیری انسان موجودی اجتماعی است ونمی تواند هر چه خواست انجام دهد در جوامع متمدن خودم مردم به خوداجازه ی انجام بعضی از کار ها را نمی دهنداز طرفی در مناطق ما چنین چیزهایی مرسوم نبوده پس چراما باید بار مردم عادی را اضافه کنیم!؟ شاید کسی بگوید :من پول دارم ومی خواهم برای فلانی سنگ تمام بگذارم ودسته گلی میلیونی بیاورم به تو سننه؟! آری از آن منظری که او می گوید به من مربوط نیست ولی باید دانست و عمیقاً فهمید که ما با این کارها قشری از جامعه را دچار بیماری های روانی می کنیم و چون او نمی تواند با شخص پول دار رقابت کند خود را به درو دیوار خواهد زد تا این عقده را روزی جبران کند و در آن روز معلوم نیست این شخص پول دار در امان بماند وراحت زندگی کندلذا شایسته است به نوآوری بپردازیم تا مشکلی وباری از دوش دیگران برداریم نه اینکه برآن بیفزاییم مثلاً در مراسم مرحوم حاج محمود دهقان به جای بریز و بپاش چندین خانواده که به خاطربدهی مالی در مضیقه بودند دم عید شاد شدند و این یکی از نوآوری های خوبی بوده که الحمدلله در جامعه ما رو به گسترش است وامیدواریم همه ی ما در فراگیرشدن فرهنگ اصیل اسلام که همان دعوت به آرامش احادمردم است کوشا باشیم وبدانيم که پولمان راکجا وچه جوري خرج کنيم،مابايددر مقابل بدعت ها مقاومت کنیم و تحمل شماتت و دشنام در این راه را هم داشته باشيم وسختی هارا به جان بخریم زيرا وظیفه است پس هرکه دارد هوس کربلابسم ا... امیدواریم که همه ، مخصوصاً فرهنگیان عزیز در این راه پیش قدم باشند.
مسؤول متخصّص مهمّ است یامتعهّد ؟!
اخیراً زمزمه ، چه عرض کنم ، سر و صداهایی در مورد تغییر بعضی ازمسؤولین به گوش می رسدکه لازم دیدیم چند نکته ای را هم ما عرض کرده باشیم گرچه طوماربه دستان عزیزمجال نفس کشیدن را هم به مانخواهند داد و تا ما «ف» بگوییم آنها «فرحزاد» را هم به دست خواهندآورد ولی بر حسب وظیفه مصدّع اوقات شریف خوانندگان عزیز می شویم و عرض می کنیم که اگر خاطر شریف دوستان باشدما از مدافعان سرسخت مسؤولین محلی بوده وهستیم و باور داریم که اگر کسی شرایط لازم را داشته باشد و به محل خدمت خود نیزآشنا باشد، کارایی و راندمان کاری بهتری خواهد داشت ولی متأسفانه طوماربه دستان عزیز بیشترمواقع ازعقل و منطق سبقت گرفته و حرف خودراباانواع واقسام حیل به کرسی می نشانندواگرچه بی ادبی است ولی آن موقع است که باید گفت : « خر بیار و بقالی بار کن» درست است که قصد ومنظور طوماربه دستان چیزدیگری است وبه قول مولانا: « علت عاشق ز علت ها جداست » وشایدازدیدگاه خودشان هم قابل سرزنش نباشند ولی ضربه ای که این دسته افراد به انقلاب و اسلام می زنند از هرضربه ای مهلک تر است زیرا برای سود آنی خوداز کسی حمایت می کنند که شایستگی لازم راندارد ولی با بی کفایتی هاي این مسؤول طوماری ،آن سود های آنی که به ضرر تبدیل می شودهیچ!! سرنوشت کلّ منطقه هم به خطر می افتدبه قول شهریار دل ها بایددر مورد این تیپ افرادبه خدا عرض کرد بار خدایا: « قوی دعا قالسین بیزه سن ور بو آمینن نجات » یا به خود اینها التماس کرد:که آقایان محترم یکبارهم که شده شما دست از خیرخواهی زیان بارتان برداریدوذهن وفکر مسؤولین بالادست را مغشوش نکنید، بگذارید در فضایی آرام آن شخصی که به مصلحت است انتخاب کنندولی کو گوش شنوا؟! امّا چیز بسیار مهمّی که در انتخاب مسؤولین مغفول می مانداین است که آیا تخصص مسؤول منتخب مهم است!؟یاتعهداو!؟ خاطره ای در این باره نقل شده است که هر مسؤول فرا دستی باید در حین انتخاب مسؤول فرودست به آن توجه جدّ ی بکندوآن خاطره این است « درسال ۵۸ مناظره ای بین مرحوم مهندس بازرگان و شهید بهشتی تحت عنوان : تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟درصداوسیمابرگزارشدشهیدبهشتی معتقد بود مسئولین بایدمتعهدباشندومرحوم بازرگان اعتقادداشت تخصص مهمتراست گویا درحین بحث مرحوم بازرگان سوالى از شهید بهشتی پرسیده است که: آقای دکتر فرض کنیم قصد داریدبااتوبوس ازشهرى به تهران بیایید. راننده ای داریم که جاده را مثل کف دست می شناسد ولی اهل همه جور معصیتی است و راننده دیگری که تازه کار است ولی بسیار متقی و اهل تدین. شما خانواده تون رو با کدام راننده راهی می کنید؟! در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کرده سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه می گویند: آقامن دیگه صحبتی ندارم» البته پارادوکسی در این بحث وجود داشت وآن اینکه ما باور داشتیم که تعهد مهمترین است ولی در این مناظره تخصص پیروز شده بود که شهید چمران با نفس روحانی اش آن رانیزبه زیبایی حل کرده اندگویا از ایشان سئوال می شود :که آقای دکتر تعهد بالاتر است یا تخصص؟ شهید جواب می دهند تعهدبالاتر است! ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند قطعاً انسان متعهدی نیست ...! منظوراز نقل این خاطره این بودکه وقتی مابر اهل محلّ بودن مسؤول تأکید می کنیم منظورمان فقط صرف همشهری بودن اونیست بلکه اگردونفردرتصدّی یک مسئولتی حائز تمام شرایط بودندآن که اهل محلّ است به قبول آن مسؤوليت اولی تراست ولی امان از دست این طومار بنویسان !! چه هاکه نمی کنندلذا ازمدیران کل واستاندارمحترم انتظارمی رودکه به طومارکمترتوجه فرمایند ، تاهم منطقه ی ما وهم خودشان از شرّ آنها امان بمانيم بمنه و کرمه .
مرحوم هلالی در سه پرده
پرده ی اول : با اینکه منطقه ی عجب شیرازقدیم الایام عالم خیزو معدن علم ودانش بوده است ولی تشکیل کلاسهای مذهبی به شکل امروزی را مرحوم کربلایی عبداله هلالی در عجب شیررواج دادومنطقه را به قدوم مبارک علمایی مانند علامه طباطبایی وآیت الله سبحانی و...متبرک ساخت پرده ی دوم : در زمان پیروزی انقلاب با محافظت ازپادگان 03 وزاغه های مهمات آن خدمت ماندگاری انجام دادوبااینکه فرزندبرومند خودرا ازدست داده بود ومی دانست که چه کسی اورا به شهادت رسانده است ولی دست به انتقام نیالود وبه جای آن رسم برادری را در پادگان رواج داد و همه ی نظامیان را به نوعی مجذوب انقلاب کرد پرده ی سوم : در اختلافاتی که بعد از انقلاب رخ داداوهرگزدست ازحمایت انقلاب برنداشت وبه قول معروف همیشه در صحنه حاضر بود ودر تمامی مراسم ها شرکت داشت تا اینکه در سالگرد انقلاب اسلامی نیز به دیار معبود شتافت جا داشت که نهاد های فرهنگی شهرستان به نوعی ازاین سرباز فداکار انقلاب تجلیل کنند که امید می رود در آینده شاهد مجلس نکوداشتی درتقدیرازیک عمرمبارزه ایشان به عمل آیدوالسلام
اي که میان دوستان ، غریبه ی وحیده ای
ارادت به حضرت زهرا سلام الله علیها شیعه وسنی نمی شناسد ، همه از جان ودل به حضرت علاقه ی قلبی دارند وعاشق فرزندانش هستند امّا تنها چیزی که به این عشق وعلاقه از طرف کلیه ی فرق اسلامی ارزش و اعتبار می بخشد تعهّد عملی افراد به وصایا وسفارشات آن حضرت است که اگر بخواهیم آن را در یک جمله خلاصه کنیم « عمل به اسلام راستین است » یعنی محبّ واقعی اهل بیت کسی که به احکام اسلامی واقعاً پایبند باشدودر عمل آن را به اثبات برساند، درست است که اظهار ارادت وزیارت ائمه(ع) به جای خویش نیکوست ولی آنچه شیعه ی راستین خاندان فاطمه (ع) رانمایان می سازد و سره را از ناسره جدا می سازد تنها عمل است و آن هم عملی که موردتأیید خداومومنین به خدا باشد نه اینکه صرفاً یک ادّعا باشد، اگرچه زمان تغییر کرده است وشرایط نسبت به گذشته فرق نموده ولی خطوط کلی باقی است ومعصومین(ع) الگو های خوبی ارائه داده اند که برای همه ی زمانها کارایی دارد به شرطی که دست از ظواهر برداریم وبه دستورات اصلی عمل کنیم ممکن است مادرکتابخانه پشت سرخودانواع واقسام کتابهای سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) را داشته باشیم وپزاش را هم بدهیم ولی یکبار هم به صورت عملی به آن کتابها نپردازیم این بدترین دشمنی با آنهاست!! کسی که دشمن است نمی تواندآن چنان ضربه ای را که این دوست نما می زندبه اهل بیت بزند وهر چقدر این گونه افراددرجامعه زیاد شوندومحترم باشندبه همان نسبت نیز فساد در جامعه زیاد خواهد شد فاطمه (ع) زنی بسیار بی پیرایه و ساده در جامعه ی اسلامی بوده است که از شدت کار دستان مبارکش پینه بسته بود ، با اینکه جسم وجانش ازجنس ملکوت بودامّا هیچ امتیازی برای خود قائل نبودنه اینکه به این کار تظاهر کندبلکه عملاً آن را به کار می بست ومثل یک مسلمان عادی بدون هیچ امتیازی زندگی می کرد نهان وظاهر زندگی اش با سایر مسلمانان تفاوت نمی کرد «ﺟﻤﻌﺖ ﻓﻰ ﺻﻔﺎﺗﻚ اﻻﺿﺪاد/ وﻟﻬﺬا ﻋﺰت ﻟﻚ اﻻﻧﺪادیعنی: اي على درصفات تو، اضداد باهمديگرجمع شده اندوبه همين جهت است كه امثال براى تووجود ندارد » درست است که این شعر در مورد حضرت علی (ع) گفته شده است ولی در مورد حضرت زهرا سلام الله علیهاو فرزندانش هم صادق است زنی که در عین ساده زیستی چنان خطبه ای در مسجد ایراد می کند که همه را متحوّل می سازد که اگر دنیا دوستی مردم نبود حتماً دنیا مسیرزیباتری را طی کرده بود!! هنرداشتن صفت های متضاداز آن معصومین است ولی مسلمان واقعی نیز باید در حدّ خود به گوشه ای از این هنر آراسته باشدودنیا اورا فریب ندهددرحالیکه دنیارا نعمت می داند!! البته گفتنش آسان است ولی عمل به آن خیلی سخت است وکار هر کسی نیست تهذیب وتزکیه نفس می خواهدوبعد از آن هیچ دانستن خود واصل دانستن خدارا می طلبد علی با همه مقاماتی که داشته وقتی برای خود کار می کند کارگری ساده است ووقتی به حکومت می پردازد خودرا با ضعیف ترین مسلمانان عملاً برابر می داند وهیچ امتیازي برای خود قائل نیست این زوج الهی در اوج هستند وکسی را یارای رسیدن به آنها نیست ولی می توان خود را شیعه ی آنها دانست و پا جای پای آنها گذاشت چنین کاری سخت و دشوار است پس باید انصاف داشته باشیم واگر طاقت این کاررا نداریم به قصور خود اعتراف کرده ودیگران را از ادامه ی راه ناامید نسازیم که راه آنها همچنان ادامه دارد بمنه و کرمه .
سخنان ضد ملي يک روزنامه نگار بي« قانون »
هراز گاهی در مطبوعات هجمه هایی به زبان ترکی و استانهای ترک نشین صورت می گیردکه ممکن است ناشی از عواملی باشد که ما به مهمترین آنها به صورت گذرا اشاره می کنیم : اولین عامل می تواند به خاطر ایجاد تنش و ناامنی در کشورباشدکه دشمن باواسطه یا بی واسطه وارد صحنه شده می خواهد یک دلی و یک رنگی مردم ایران را از آنها بگیرد عامل دوم می تواند به خاطر بالابردن تیراژ روزنامه باشد که بعضی از افرادمی خواهند به هر نحوی که ممکن است فروش روزنامه را بالا ببرند که به این کار هم به آتش کشیدن بازار امیر به خاطر یک دستمال گفته می شود امّا مورد سوم نیز شاید ناشی از نادانی و عدم اطلاع کافی از موضوع باشدکه این مورد آخر شاید با توضیحات کافی رفع شود اما مورد سوم در باره ی روزنامه قانون صدق نمی کندزیرا افکار و یادداشتهای نژادپرستانه آن مخصوصا بعد از مطرح شدن “فراکسیون مناطق تورکنشین” برای تورکهای ایران روشن وواضح است و بارها نیزبه این کار اقدام کرده ودر شماره جدید خودنیز با وقاحت تمام و بصورت توهینآمیز به موضوع مصاحبه علی ضیا در برنامه “فرمول یک” با مجید خدابخش، استاندار آذربایجان شرقی، پرداخته است در این برنامه که چند روز پیش از شبکه یک سیما پخش شد، مجری برنامه از عدم تحصیل دانشآموزان به زبان مادریشان انتقاد کرده و اعلام کرد عدم تحصیل زبان تورکی باعث شده است برخی ازجوانان شهرهایی مانند اورمیه مجبور شوند به زبان فارسی سخن بگوینددر یادداشت روزنامه قانون، مهرشاد ایمانی، با متهم کردن مردم آذربایجان به جدایی طلبی و با محکوم کردن این مجری به ناآگاهی نتیجه گرفته است که سخن از خطر نابودی زبان تورکی خیانت است و با اتهام زدن به مجری و صدا و سیما، آنان را خائنین به وحدت ملی دانسته است ونوشته است: ” استفاده از واژه زبان «ترکی» صحیح نیست زیرا مردم آذربایجان آذریزبان و نه ترک زبان هستند. هنگامی که از واژه زبان ترکی استفاده میکنیم، به صورت ضمنی نژاد مردم آذربایجان را ترک قلمداد کردهایم. این دقیقا همان تحریفی است که نیروهای جداییطلب و معاندان میکنند. در حقیقت مردم آذربایجان بهدلیل منطقه زندگیشان که استانهای آذربایجان باشد، آذری هستند.واژه ترک ریشه در نژاد غیرایرانی دارد که متاسفانه مجری شبکه یک سیما، با سخنان خود به ترویج چنین دیدگاهی دامن زده است در جواب این به اصطلاح روزنامه نگار باید گفت : که هم پای استدلالت چوبین است وهم سطح سوادت اندک !! چون اولاً آن لفظ آذری را که شما امروز به کار می بری یکی از خودماها به دهان مبارک شما انداخته ایم و گویا در آخر عمر نیز همان مبدع این لفط یعنی کسروی از این نظر برگشته است ولی گوئیا شما ول کن مسأله نیستید از طرف دیگر اطلاعات شما در مورد تاریخ نیز بسیاراندک است چون نمی دانید که مروج اصلی زبان فارسی سلسله های ترک زبان بوده اند وعامل یکپارچگی و وحدت ایران نیز همین ترکان بوده اند که از خراسانی بزرگ تا آذربایجان وسایرنقاط کشور ساکن بوده اند پس اگر کسی تصور کند که عامل وحدت مردم ایران را یافته است و سهم دیگر اقوام ایرانی رادر نظر نگیرد یا بخواهد آن را کم رنگ نشان دهد باید یا خیلی بی اطلاع باشد و یا اینکه خدای نکرده دسیسه ای در سر داشته باشد زیراآن زمان که شاهکارهای زبان فارسی خلق شده غالباً حکومت ها دردست ترکان بوده و نویسندگان و شاعران مورد حمایت آن حکومت ها بوده اندازطرفی گویی این آقای محترم سفرنامه ناصر خسرو را ورق هم نزده است که ببیند در آن زمان افرادی مثل ایشان که حضور نداشته شاعر شیرین سخنی به نام قطران در تبریز بوده که ترک زبان بوده ولی اشعاری شیوا می سروده است در کشورهای اروپایی صدها زبان در کنار هم کاربرد دارد ولی این همه نژاد پرستی در آنجانیست ولی در کشور ما هر کس در کاروحرفه ی خود کم می آورد نژادپرستی اش گل می کند جالب تر اینکه این دایه ی دلسوز تراز مادربه نظر قرآن هم احترام قائل نیست زیرا تعدّد زبانها و قبایل باعث تعارف و معرفت است !! ونعمتی از طرف خداوند به شمار می رود وهیچ عقل سلیمی نمی تواند و نباید در مقابل نعمات الهی ناسپاسی کند این روزنامه نگار خودفریفته چنان دل به تئوری های استعماری داده است که گویی به « انّ اکرمکم عندالله اتقاکم » اعتقادی ندارد وفقط نژاد موهمش برایش مهم است از خداوند هدایت همگان را خواستاریم.
« در رهگذار باد نگهبان لاله » نباشیم
برای اینکه نَفَس حافظ هم در این نوشته اثرگذارد نگاهی هرچند ناشیانه به این مصراع پرمعنای ایشان کرده و از حضرتش کمک می گیریم: حافظ عزیز که استاد صنعت ایهام است دراین مصراع هم هنرخودرا به حدّ اعجاز و ایجاز بیان کرده است که اگرشرح شود خود کتاب معرفت است .این مصراع شاید چهارمعناداشته باشدکه سه مورد نزدیک ویک معنای دور است که مورد نظراونیز شایدهمان معنای دورباشد امّا معنای بسیار نزدیک این است که انسان در تند باد حادثه محافظ گل لاله باشد که برگ های ظریفش تاب هیچ تندیی را ندارد و معلوم است که چنین کاری عبث وبیهوده است،معنای کمی دورتر آن شایدچراغ لاله باشد که از قدیم الزمان در خانه ها بود و محافظت از روشنایی آن در هنگام وزرش باد نیز چیزی تقریباً ناممکن است ومعنای سومش تاج شاهی است چون غالباً تاج شبیه به لاله بوده است منظور حافظ این باشد که اگر انسان کار مفیدی انجام ندهد ، شاه هم باشد فقط کارش محافظت از تاج خواهد بود که آن هم دیر یا زود از دست خواهد رفت ولی مراداصلی شایدعمر انسانی است که دائماً درمعرض تندباد حوادث است واگر انسان به رسالت اصلی خودش پی نبرد هر آن احتمال خاموش شدن چراغ عمر وجود داردوانسان بی هدف چون برگ گلی در یک آن محو و نابود خواهد شد.منظور از توضیح ناقص این مصراع این بود که هر یک از ما که مسئولیتی به عهده داردبایددر زمان مسئولیت به عهد و پیمانی که داریم عمل کنیم ومردم را مأیوس نسازیم که هیچ کس ازآینده خبرندارد.سالها تلاش شده است که مردم عجب شیربیش از پیش متحدویکپارچه شوندودر مراحل حساس یکپارچه عمل کنند این کاربا ارزش وقت برده است و مردم نیز از خیلی چیزها گذشته اند وبرای سرافرازی عجب شیر تلاش کرده اند و در خیلی جاها از سود آنی وسهل الوصول گذشته اند تا ازعجبشیر یک صدا بیرون بیاید وشکر خدا چنین آرزویی تحقق یافته است ولی فرصت اندک است اگر از این زمان استفاده کردیم خوشا به حال ما وگرنه دیگر خواب یکپارچگی را هم نخواهیم دید!!چون مردم هرچه داشتنددر طبق اخلاص گذاشتند وحال نوبت عمل ماست . جدای از مسأله ی نمایندگی مستقل برای شهرستان که باید تحقق یابد شهرستان عجب شیریک مشکل بسیار حادّی به عنوان کم آبی وخشکسالی دارد که باید چاره اندیشی درست و حسابی برای آن کرد و هر روز که دیرتر بجنبیم یک قدم به فاجعه نزدیک تریم شاید بعضی ها عنوان کنند که در کل کشور ویا حتی در کل دنیا این معضل هست ولی به ضرس قاطع عرض می شود که هیچ نقطه کشور به مصیبت عجب شیر دچار نیست و اگر دو سه سال بی رویه از آب های زیرزمینی استفاده شود دیگر آبی برای خوردن هم نخواهیم داشت چه برسد به کشاورزی !! لذا کار از مصاحبه و سمینارغیرو ذلک گذشته است و نماینده محترم وظیفه دارد که این مسأله را برای بالادستی ها به طور کامل روشن سازد و برای ساماندهی آبیاری و کشت محصولات واستفاده از آبهای زیرمینی منطقه کمک عاجل دریافت کندودر منطقه هم بايدبرنامه مدوّنی برای این مورد باشد تا به لطف خدا ازاین گردنه حساس تاریخی به سلامت بگذریم دومین مسأله در مورد نظارت برعمکرد مسئولین منطقه است که باید بدون هیچ ملاحظه ای به طور کامل اعمال شودودر زمان انتخاب نیز باید تاکید برانتخاب درست باشد که اگر این چنین نباشد زحمات نماینده را به هدر خواهد داد لذا انتظار می رود در چینش مدیران ، نماینده محترم فعال تر ظاهر شود چون ما مسئولی داریم که سالی یک عملکرد هم از اداره ی خود ارائه نداده است این نشان دهنده ی وضع اسفبار اداره ی تحت نظرش است و همه ی این بی انضباطی ها به نماینده محترم مربوط است و باید مسئولین ادارات پاسخگو باشند این موارد گوشه ای ازمسائل و مشکلاتی است که عرض شد از خداوند منان مسألت داریم به همه ماتوفیق عمل به وظائف ارزانی دارد والسلام .