زنگ ها برای چه کسی به صدا درآمده است
 

نتایج نه چندان جالب کنکور امسال در منطقه وحتی استان هر انسانی را ناراحت می کندتاچه برسدبه معلّمی که خودنیزدراین ناکامی تأثیر گذاراست پس شایداین نوشته واگویه ای باخود باشدنه عتاب و خطابی با دیگری! پس اگررنجشی حاصل شودمعذورداریدکه روی سخن بیشتر با خودم است تا دیگری ! درسوره نور آیه ای هست که می فرماید: وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتي‏ لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ ... یعنی : بر زنان از كار افتاده‏اى كه [ديگر] اميد زناشويى ندارندگناهى نيست كه پوشش خودرا كنارنهند...هنگام قرائت این آیه ی شریفه به یاد حال وروزخود افتادم که چه سان روز ها مثل برق وباد گذشت وایام بازنشستگی نزدیک شد ، دیدم در این هنگام اگرحجب وحیاء راکنار بگذارم وکلامی چند در باره ی اداره ی خودمان که همان آموزش وپرورش است ،عرض کنم شاید چندان شبهه انگیز نباشد که فلانی هم دنبال مقام وصندلی است!!زیرا « بیزم الکی میز النیب ،قلبیرمیزده گؤیده فیریلدانیر» لذا برحسب وظیفه چند کلمه ای عرض می شود «تاچه قبول افتد وچه در نظر آید» ما مردم عجب شیربه دوچیز افتخارمی کردیم که یکی براثرخشک سالی به کلی فراموش شدو جاذبه ی خود را هم برای مسئولین وهم برای مردم از دست داد وآن مقوله ی گردشگری بود که آن همه بعضی ها برسرآن مانورها دادندوسخن ها بافتند،دیگرفرهنگی بودن منطقه ی عجب شیراست که چه خون دل ها که برسرآن نخورده ایم امّا یقیناً شهرستان عجب شیرازروی تصادف واتفاقی به شهرستان فرهنگی شهرت نیافته بلکه این صفت یک پشتوانه ودلیلی دارد که اکنون مجال پرداختن به آن نیست ،ولی اگربه صورت گذرابخواهیم دلیلی برای آن اقامه کنیم خیل عظیم فرزندان فرهیخته ی این منطقه که به مدارج عالی علمی دست یافته اند؛ نشانه ی بارز آن است ولی این صفت ازلی وابدی نیست بلکه بستگی به عملکرد مادارد وآنچه عملکردفعلی مانشان می دهدافق آینده،افقی چندان درخشان نخواهدبود البته منظوراز عملکرد فعلی این نیست که مسئولین فعلی مقصر باشند بلکه مقوله ی آموزش وپرورش مانند درخت گردویی است که کارفعلی چند سال بعد نتیجه می دهد لذا باید مراقب بود که الآن چه می کاریم،اگر ازالان مراقب نباشیم فردا حق نداریم به نتایج حاصله اعتراض کنیم لذادراین کشتی نجات هرکسی وظایفی دارد که باید به آن عمل کند وقصور هریک، باعث غرق شدن همه خواهد شد.افراد سوار دراین کشتی  اول خودخانواده ها هستنددوم مدیران ومسئولین وگروه سوم دانش آموزان ودبیران محترم ، خانواده ها بایدبدانندکه آموزش مانیزرنگ وبوی بازاری به خود گرفته است وهمانطوری که برای موارد دیگر بسیار خرج می کنندبایدبرای آموزش فرزندان خود نیزمضاعف خرج کنندونبایدانتظارداشته باشندکه فرزندان شان مثل فرزندان قدیم کم خرج باشندازطرفی بی تفاوتی بیش ازحدّوالدین در چگونگی اداره ی مدارس ویکسان بودن ارزش معلمی که خوب تدریس می کندبا معلمی که عملکردش چندان رضایت بخش نیست واقعاً فاجعه بارخواهدبودکه نتایج اش به تدریج خودرانشان می دهد وبه قول معروف این از نتایج سحراست ،متأسفانه مردم منطقه ی عجب شیربه این عیب دچار هستند واین بی تفاوتی هرسال زیادتر می شود؛ گویی به یک عادت تبدیل شده است در حالیکه این امر با آینده ی فرزندان دلبندشان پیوندی ناگسستنی داردپس اگر ادب است ، بی ادبی ازآن بهترواگر بی تفاوتی است باید از خواب غفلت بیداربشویم تا تنها مایه افتخار خود را نیزاز دست ندهیم از طرفی دیگراز قدیم الایام درکشورما بخش آموزش مهجور بوده وبخش اداری همیشه غالب، و تاکنون این مسأله برای اولیای امور روشن نشده است که همه ی این کبکبه ودبدبه واین همه هزینه برای این است که فرزندان ما زیر نظر معلّم آموزش وپرورش يابند، پس ازموضع بالا به معلّم نگاه کردن نوعی ظلم به کشور وفرهنگ است یعنی اصل باید معلم باشدنه اداره وتا وضع چنین است کمترافرادفرهیخته به سمت آموزش وپرورش می آیند واگر هم آمدند سراغ شغل دوم ومنزلت اجتماعی دیگری خواهند رفت. وچیزی که ازآن نیز خیلی خطرناکتر است خالی کردن اطراف مسئولین ادارات آموزش وپرورش از افراد منتقدومستقل است وزیاد کردن متملقین وبله قربان گوهابه جای آنهاست که اگرآثاراین امر در بیشتر ادارات چندان محسوس نباشد به یقین لطمات جبران ناپذیرآن در فرهنگ کشور هویدا خواهدشد. بدون هیچ تملقی باید اذعان کردکه مدیریت فعلی آموزش وپرورش شهرستان عجب شیرشخصاً فردی کار آمدودلسوز به علم ومعلّم است ولی این شرط کافی برای کسب نتیجه ی مطلوب نیست چون همکاران ایشان در اداره ومدیران مدارس ومعلمین نیزباید با وی هماهنگی لازم را داشته باشندامّا واقعیت چندان با ایده آل مطابق نیست ونگاه سنتی هنوز حاکم است که امیدواریم خداوندبه همه ی ماسعه ی صدرو بینش عمیق عطا کند. ازطرفی دیگر می بینیم که یک آفت خطرناکی نیزدر بین دانش آموزان ما شایع شده است که ارزش علم وعالم را زیر سوال می برد و شنیده می شود که می گویند:«بخوانیم که چه بشه آنهایی که خوانند چه شدند» این جمله بسیار خطرناک وابلهانه است. یقیناً آنهایی که درست وحسابی خوانند به جاهایی که می خواستند رسیدند وخواهند رسید واگر دراینجا قدر نبینند حتماً در جاهای دیگرارج وقرب خواهنددید پس هرکس ازچنین حرفهایی بزند قطعاً نادان است ونباید به حرفهای او وقعی نهادزیرا جامعه ای که براساس علم وآگاهی استوار نباشد بی شکّ درمسیراضمحلال خواهد بود پس ما نباید نور و روشنایی را رها کنیم وبه تاریکی وبی خبری پناه ببریم جوانان عجب شیری باید پای درجا پای پرفسور مرتضوی ها وسلوکی ها... بنهند و برای خود و بشریت مفید باشند البته منظور این نیست که مثل آنها از کشور خارج شوند بلکه بایددرکسب علم مانند آنهاباشند پس نباید سستی ورخوت به خود راه داد وخود ودیگران را ناامید کرد، مسئولیت معلمی هم که واقعاً بسیاردشوار است وکارهر کسی نیست هم باید اعتقاد راسخ داشت وهم علم کافی وهم عشق خالص؛ تا کاخ علم برافراشته شود. باید در بدو استخدام معلمین سختگیری بسیاری به خرج داد تاافراد شایسته جامه این کار خطیر را برتن کنند ولی وقتی کسی وارد این وادی شد باید به او اعتماد کردو به او ارزش نهاد تا وی بتواندجامعه ای با ارزش واخلاقی بنا نهدخداوند به همه ی ما چشم بصیرت بدهد تا ببینیم وبدانیم درچه راه سختی قدم نهاده ایم والسلام .  

 

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |