خدمت به خلق یا خلق شرکت؟!



همه ی ما خوانده یا از بزرگان شنیده ایم که :« عبادت بجز خدمت خلق نیست / به تسبیح وسجّاده ودلق نیست...» وهمه یقین داریم که این سخنان ؛ سخنانی شاعرانه واز روی احساسات و عواطف نیست بلکه ریشه در دین ومذهب ما داردویکی از شعارهای اساسی جمهوری اسلامی ایران هم این بوده است که : ما شيفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت ! ومادامی که در این مسیر حرکت می کنیم ایرادی بر ما نیست ولی وقتی شعار تنهاماند وعملی به همراه نداشت معلوم است که بیراهه می رویم در منطقه ی کوچک مااین روز ها شایعاتی رواج دارد که رفتن مدیران قدیم  وآمدن مدیران جدیدرا به این وآن نسبت می دهند که البته تغییرمدیران تا حدودی امری عادی است ولی نه به این حدّت وشدت که تا امضای مدیریت کسی خشک نشده عوض شود تغییر پی درپی درهرجایی هم قابل قبول باشددر مراکز آموزشی کاربسیار مذمومی است اینکه مدیرجدیدتا برکرسی ریاست  ننشسته بازندای رحیل آید:که برخیز!! جای شما مدیر تازه تری می آید!! این امرباعث تزلزل در امر آموزش می شودونشانگر بی ثابتی در تصمیم گیری است که در اینگونه مواردآدم حیران می ماند در حالات این دیار که چه بی در و پیکراست این خانه ی ما؟! اگر قصد خدمت است اجازه دهیدتا آنکه آمده است خودی نشان دهد تابعدقضاوت کنیم واگر مقدمه چینی است برای اموردیگر،مطمئن باشيداین کارها درعجب شیرجواب نمی دهدکه « ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش» اگر مردم عجب شیر احساس کنندکه غرض از این تعویض ها خدمت نیست یقیناً روزی جواب محکمی خواهند داد.مردم خواهان اجرای اسلام به معنای واقعی کلمه هستندآن هم  نه یک کلمه بیشتر ونه یک کلمه کمتر! حال اگر هدف باند بازی و دسته وگروه درست کردن باشدوکسی بخواهد آدم خودش را سرکار بیاورد؛ملت جواب این گونه افراد را خواهند داد بهتر است مدیران کل ومسئولین استانی درتعیین مدیران ، اول همه ی جوانب را بسنجندوبعد اقدام به صدور حکم کنند که بازی کردن با آبروی مومن کارخوبی نیست البته خداوند خود جبران می کند ولی ما هم مسئولیم، مردم عجب شیر از مدیرانی که در مدت اندک مسئولیت خود منشأ خدماتی شدند تشکر کرده وبرای مدیران جدید آرزوی توفیق دارد.

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |
 

سدّ معبر 


یکی از صدها مشکلی که شهر ما دارد ، یکی هم سد معبر  است که بیشتر افراد آن را سهل می شمارند تا جایی که حتی افراد آگاه ما نیز به آن چندان توجهی ندارند درحالی که حال ما از دو صورت خارج نیست یا سکولار هستیم وبه نقش دین در اداره ی جامعه باورنداریم که باید الگویمان کشورهای غربی باشد که همه می دانند که آنها در حفظ محیط وزیبایی محل زندگی شان چه وسواسی دارندکه گمان می کنم در عجب شیر کمتر سکولار داشته باشیم که اگر هم باشد حداقل باید مثل آنها رعایت کند پس همه ی ما لاجرم مسلمانیم و آموزه های دینی ما هم خیلی فراگیرتر وبهتر از آموزه های غرب است که بعداز قرنها به آن رسیده اند ولی متأسفانه ما چندان توجهی به کلام معصومین نداریم ودینمان بیشتر لقلقه ی زبان است ...

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |
 
مسئولیت افراد آگاه



بی شک آگاهی مسئولیت می آورد وبه همین خاطرهم  است که دانایان دراین جهان بیشتررنج می برند ولی آنچه در عصرما نگران کننده است بیماریی است که گریبان گیر افراد آگاه می باشد وآن بی تفاوتی به وضع موجود است که به آن  نوعی زرنگی نیزگفته می شودکه در این وضعیت  همه منتظرند تا فرد دیگری درمبارزه باجهل ونادانی قربانی شود تا اینها سودش را ببرند غافل ازاین که این فکر باعث فربه شدن نادانی وبیچارگی راستی ودرستی خواهد شد همانطوری که در شماره های قبلی اولویت نیز عرض کردیم حتی نوع احسان دادن ها وهمدردی های ما درمجالس ترحیم وامثال ذلک نیزنوعی عقب گرد به سوی جاهلیت است مادرهنگام مرگ عزیزانمان هم مثل افراد جاهل مرده هایمان را وسیله تفاخر وبرتری جویی قرار می دهیم در حالی که مجالس ترحیم باید باعث عبرت ما باشند نه غفلت ما!! وهر روزهم به وسعت این جهل افزوده می شود به عنوان  مثال  اگر قرار است  با  کسی که عزیزی را از دست داده همدردی کنیم چه بهتر که به جای اعلامیه وبنر با یک نوشته ی کوچک که عرض تسلیت را می رساند کتاب یا وسیله ای راکه در مسجد به درد عموم مردم بخوردبه نام متوفابه مسجد یا حسينیه هدیه کنیم تا باقیات صالحات باشدکه می توان نمونه های زیادی برای این گونه کارهاذکر کردولی چیزی که خیلی مهم است این است که افراد آگاه جامعه نباشد دنبال رو جهّال باشند وآنها هرکاری کردند اینها هم از سر ناچاری همان را انجام دهند که اگر کسی به خدا وقیامت معتقد باشدباید بداند که در آن روز از هر کسی به اندازه ی عقل وفهمش مسئولیت خواهند خواست ودر آن روزنمی شود بهانه آورد که من تقیه کردم وفلان وبهمان لذا از فرهنگیان عزیز و دانایان شهر ومنطقه ی عجب شیر انتظار می رود که با درایت خود این امور را به راهی هدایت کنند که باعث رحمت وغفران باشد نه باعث استکبار وعصیان        
       

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |
 

بير  بيروزدن آيريلمايون آماندي !



سال 91 نيز باهمه فراز ونشيب هايش به پايان رسيددرحالي که شما عزيزان باهمه نواقصي که درنشريه بود،بزرگوارانه کنارآمده،به ديده ي اغماض نگريستيدومارا تنهانگذاشتيدوپرافتخارتراينکه هميشه درعرض دو،سه روزنسخه هاي نشريه ناياب مي شد،ماخود مي دانيم که اين حسن توجّه شمانه به خاطرپربار بودن آن ، بلکه نشانگر حميّت وغيرت شما عزيزان بوده است ازهمه کساني که با آگهي دادن ياري رسان ما بودند صميمانه تشکر مي کنيم وبه کساني که از زيادي آگهي انتقاد مي کنندعرض مي کنيم که براي مستقل ماندن چاره اي جزاين نيست وهمچنين از همه ي مسئوليني که با سعه ي صدر انتقادات نشريه راتحمل کردند ودرحدّ امکان دررفع نواقص کوشيدندخسته نباشيد مي گوييم وضمن آرزوي سالي خوش براي همه ي عزيزان،اگرمردم عزيزاجازه دهنداين بارمي خواهيم عوض عيدي دادن ازخودآنهاانتقاد کنيم وبگوييم چرا ما مردم آذربايجان تا چند تومان پول دست مان مي آيدفوري باروبنديل مي بنديم وهرچه داريم در شهرهاي ديگر خرج مي کنيم ووقتي به شهروديارخود برمي گرديم واويلاسرمي دهيم که چرا شهرما آباد نمي شود!؟راستي چه کسي بايد در آباداني سرزمين ما تلاش کند؟! وقتي من وتو با پولهايمان شهرهاي ديگران را آباد مي کنيم آيا ديگران هم سري به ديار ما مي زنند؟ شايد بفرماييد خوب شهرومنطقه ي ما چه داردکه براي آنهاجذاب باشد؟راستي جذابيت ومقبول بودن شهرماراچه کسي به عهده دارد؟همه مي دانند که «کس نخاردپشت من  جزناخن انگشت من»پس به فرموده ي قرآن کريم«أين تذهبون»کجامي رويدچرابه خودونسل بعدازخودرحم نمي کنيدوسرزميني آباد تحويل آنها نمي دهيدچرا بعضي از بازاري هاي ما بي انصافي مي کنندولگد به بخت خودوسرنوشت شهرخود مي زنند!؟عزيزي مي گفت: من سراب نخود گرفتم3000تومان اينجامي دهند6000تومان و..اين همه تفاوت ناشي از چيست يا اجحاف درحقّ مردم است يانشانه ي تنبلي است که بازاري ما به خودزحمت نمي دهد جنس ارزان به دست بياوردبيايدبه هم رحم کنيم ودرکنارهم باشيم زيرا اين من وتوهستيم که درروزگارخوشي وناخوشي درکنارهم خواهيم بود. ايام به کام 

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |