قدر زمان و زمین را بدانیم
در قرآن کریم آیه ای داریم که می فرماید:« وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ ... «وما اين روزها[ى شکست و پيروزى] را ميان مردم به نوبت مىگردانيم [تا آنان پند گیرند]... » یک برداشت سریع وسهل الوصولی که می توان از این آیه شریفه کرد این است که هر فرد ویا جامعه ای یک مدت معین فرصت دارد ؛ به قول حافظ :« دور مجنون گذشت و نوبت ماست / هر کسی پنج روزه نوبت اوست » یعنی انسان وقتی از این گردنه ی زمان عبور کرددیگر ؛ برگشتی درکارنیست وآه وحسرت های بعدی هم سودی ندارد؛ البته اینها سخنانی است که همه می دانیم ولی به قول نویسنده ی فرانسوی ؛ آندره ژید «همه ی چیزهاگفته شده اند؛ ولی چون گوش شنوایی نبوده ؛ پیوسته بایداز نو گفت» در این نوشته بیشتر؛ روی سخن با مردم شهرستان عجب شیر است تا مسئولین !! ولی آنهاهم بی نصیب نخواهند بود سعی براین است که ازالفاظ عزیزومحترم کمتراستفاده شود چون آنقدر بیهوده این کلمات را شنیده ایم که آدم می ماند با این همه عزّت واحترامی که برایش نثار می شود چه کند!! پس بدون هیچ تملّقی باید یک بار دیگروضعیت منطقه خود را برای هم تشریح کنیم تا بدانیم که در چه موقعیتی هستیم . دروضعیت فعلی ؛ قصه ی پر غصّه ی دریاچه برهمه آشکاراست؛ از طرفی آب های زیرزمینی منطقه ی ما هم در حال شورشدن است و روستاهای کنار دریاچه صدای پای عطش را سالهاست که احساس کرده اند واگردیربجنبیم ، منطقه ی عجب شیراز سایر جاها زودترمزه ی بیچارگی را خواهدچشید، از طرفی محیط زیست ومیراث فرهنگی ؛ تاریخی ما هم درحال تخریب وانهدام است درحالی که خیلی از ماهامنفعت طلب شده؛ فقط به فکر خودیم؛ غافل از اینکه همه در یک قایق هستیم ، اگر قحطی آب وغذا پیش آیدیا هوا آلوده وپراز ریزگردهای نمک شود؛ هیچکس در امان نخواهد بود! و ماچه بی تفاوت و بی حالیم!! نه خود حرکتی می کنیم ونه ازکسی حرکتی می خواهیم !! فقط بلدیم ریش وسبیل این وآن را چرب کنیم وپشت سر هم ؛ صفحه بگذاریم وخود را دلخوش سازیم که بله ما هم زندگی می کنیم!! واقعاًکوهمتی ؟ کجاست مرد رهی؟! بیاییداینقدر بی خیال نباشیم وبه فکرنسلهای آینده هم باشیم فقط پول وثروتی که از راه حلال وحرام جمع می کنیم مشکل گشای کار فرزندانمان نیست ؛ باید محیط زندگی وشرایط زندگی نیزبرای آنها مهیا باشد. ازطرفی مسئولین هم باید بدانندکه جبران مافات با مصاحبه وهمایش امکان پذیرنیست زیرا تاکنون کسی شعاررابه جای علاج به کار نبرده است وقتی یک پزشک وارد اتاق بیمار می شود ؛ هرچه بایستدوشعاردهددردی از بیمار دوا نخواهد شداو به خود می پیچد وطبیب شعار می دهد؛ این همان چیزی است که مولانادر باره اش فرموده : گفت: هرداروکه ایشان کرده اند/آن عمارت نیست ، ویران کرده اند/بی خبربودنداز رازدرون / استعیذُ اللهَ ممّا یفترون . اگرمسئولین رنجیده خاطر نشوند بایدگفت: حرکت قابل توجهی در باره مشکلات اساسی منطقه ازطرف ایشان دیده نمی شوددر حالیکه سازماندهی مردم و کسب کمک های بالا دستی وظیفه شرعی وملّی آنهاست مخصوصاً این وظیفه دردولتی که به تدبیروامیدشهرت یافته است دوچندان می شود. این ما هستیم که باید مدام از استان ومرکز پیگیراقدام عاجل در امورشهرستان باشیم والاّ آنقدرکارهست که شاید مشکلات شهرستان ما؛ در میان آنها گم شود، لذا نباید به قول نظامی : من باتو به کار ِجان فروشی/ کارِتوهمه زبان فروشی[باشد]. مشکلات اساسی به کنار، ما در مشکلات کوچک هم وامانده ایم !! نه ازاتمام کنارگذرخبری هست ونه از بیمارستان و نه از تکمیل خیابان پادگان ! کشتارگاه خود را ترمینال کردیم نه ازترمینال خیری دیدیم ونه از کشتارگاه خبری!! سالهاست چشم انتظار دانشکده ی فنی هستم ولی نماینده مجلس باز وعده ی آینده می دهد وقس علی هذا جالب اینکه دراین وانفسامی آییم همایش تجلیل از پژوهشگران راه می اندازیم که البته در جای خودبسیار نیکوست ولی این نبایدتمام کاری باشد که انجام می دهیم !! در این زمان اولین وآخرین کار ما باید کنترل مصرف آب با به کارگیری روش های آبیاری نوین باشد واین ازدست کشاورزان ما ساخته نیست بایدخود دولت به صورت جدّی وارد عمل شودباید کمک کندتا کشاورزی منطقه مکانیزه شودبایددرشهرستان ایجادکارگرددبايدمحيط زيست ما وميراث فرهنگي ماازبي صاحبي نجات يابدوالا به زودی ماهم به حلبی آبادهای تهران ملحق خواهیم شد، باید متوجه بودکه رضایت تمام مردم ایران مهم است نه بخشی ازآن ؛ که متأسفانه روشنفکران مابارها دچار این اشتباه شده اندوایران چه ضربه هاکه ازاین قصورهانخورده است!همانطوری قبلاً نیزعرض شدتجلیل ازپژوهشگران امری پسندیده ونیکوست ولی آن هم رسم ورسوم خودرا دارد!وقتی سخن از تجلیل می شود؛ بی اختیار یاد مرحوم استادبابک دل انسان راکباب می کندکه بی تردیدکسی به اندازی ایشان برگردن مردم عجب شیرحق نداردواوبه حق در شهرستان ماپدرپژوهش است،اماکاراین مردپر تلاش آخر سر به جایی رسیدکه کتاب روی دستش ماند آن هم چه کتابی که یقیناً دایرة المعارفی است درعجب شیر شناسی؛ واکنون نیز تعدادی ازکتابهایش درفرمانداری مانده است بدون اینکه بهایش پرداخت شود اگرچه این مربوط به مسئولین قبلی است ولی چه بهتربودکه به جای نهار دادن با ورثه ی آن مرحوم تصفیه حساب می شد وبه صورت واقعی ازپژوهشگرتجلیل به عمل می آمدآن هم پژوهشگری که تمام زندگی اش را درراه عجب شیر گذاشت والسلام.