استفاده ابزاری از دریاچه
ارومیه شمشیری دو لبه است
ماساکنین کناردریاچه وقتی سخنان استاندار محترم استان آذربایجان شرقی در نشست شورای فرهنگی اجتماعی احیای دریاچه ارومیه رامي شنويم؛ واقعاً دلگرم می شویم وبه آینده امیدوارترمی گردیم واحساس می کنیم که دیگرزمان عمل فرارسیده وحتماً قراراست که کارهای اساسی شروع شود.بدون اینکه قصدوارد شدن به بحث های سیاسی راداشته باشیم از روی خیرخواهی برای دولت تدبیر وامید، تذّکرچند نکته راضروری می دانیم وآن اینکه : استفاده ابزاری از دریاچه ارومیه شمشیری دو لبه است یعنی اگراین استفاده برای مخالفان دولت ممنوع است ، برای نزدیکان دولت هم شایسته نیست مخصوصاً دولتی که شعارمردم داری و مردم سالاری می دهد؛ چون دولتی که بیشتربه آزادی بیان بها می دهد در این زمیته زودتراز رقیب ضربه خواهدخورد!! مثلاً همین مهندس کلانتری خودمان که فرزند آذربایجان است در سفری که به عجب شیرداشت از هر دری سخن گفت الاّ از ارائه یک راهکار مناسب وآخرسرهم منظورازسفرایشان به شهرستان عجب شیرمعلوم نشد!! پس وقتی مابه مردم می گوییم بیایید جلو و همکاری کنید باید یک استراژی ازپیش تعیین شده داشته باشیم تا مردم بدانند که وظیفه ی آنهادر این میان چیست که خوشبختانه دراین مورد کار شده ولی معلوم نیست که کی برای مردم تبین خواهدشد!!نکته دوم که لازم به ذکراست این است که وظایف همه باید ساده و شفاف برای عموم مشخص بشودیعنی معلوم شود که دولت چه تکالیفی داردو مردم چه وظایفی !؟یعنی بودجه ای که تعیین شده است بایدمورد مصرف آن توسط کارشناسان مشخص گرددتابتواندنتیجه بخش باشدواز طرف دیگرمردم بایددرجریان روند امورباشندتا دلسردیی به وجودنیاید،یادش بخیراستادماوهرجاکه هست خدايا بسلامت دارش که وقتي بحث افت تحصیلي مدارس باب شده بودوخیلی هابانوشتن به اصطلاح تحقیقی؛ امتیاز و حق الزحمه ای می گرفتند حضرت ایشان علت افت تحصیلی را در یک جمله خلاصه می کرد؛ بااينکه برای ما تلخ وگزنده بود!!ایشان می فرمود:اگر اینهایی که دنبال علت افت تحصیلی هستند درادّعایشان صادقند!!بیایند من دریک جمله بگویم که چراافت تحصیلی داریم بعد روبه مامی کردومی فرمود:شماکه ازهمه جارانده ومانده ایدو بالاجبارمعلمی راانتخاب کرده ایدآیا می توانید تحوّلی در نظام آموزشی ایجاد کنید!!؟ بعد بلافاصله آهی می کشید ومی خندیدوسرش راتکان می داد!!منظورم این است اولاً هرکاري رابايد به اهلش سپردثانياًدرهرکاری ؛ صداقت حرف اول را می زندهرکس صادقتر دردل مردم ماندگارتر است اگرچه درمعرض طوفانهاي سهمناک تبلیغات منفی هم قرارداشته باشدبه عبارت دیگر مثلاًاگرقراراست در عجبشیرکمربندسبزایجادشودبایداعلام کنیم که:آقا!! دولت امسال فقط می تواندیک کیلومترازاین طرح را اجرا کندتا تکلیف همه مشخص شودنه اینکه بیایم اعلام کنیم چند میلیارد بودجه تعیین شده ولی مردم در عمل شاهد اقدام مؤثری نباشندنکته ی دیگر اینکه آنهایی که مسوؤل دراین مورد؛ هستند نباید مدام مصاحبه کنند که باید فلان وبهمان کار بشودآنوقت ما مردم؛گیج می شویم که روی سخن این آقای مسوؤل باکیست ؟! مگرنه اینکه وظیفه ی اصلی خود این شخص همین مورد است پس وقتی خود ایشان مدام حرف می زندو حقوق می گیرد وکارمؤثری انجام نمی دهدازدیگران چه انتظاری هست!؟درسالهاي نه چندان دوردرآذربايجان رسم بسيار زيبايي بود که درزبان ترکي به آن دوزمه مي گفتيم که مي توان گفت شکل سالم پارتي هاي امروزي بوددراين دورهم جمع شدن ها مردم هواي همديگررا داشتند ومثلاً اگرقرار بود غذا؛ برنج باشد؛اتوماتيک وارندارها وظايف راحتتروداراها وظايف سنگين تربه عهده مي گرفتندوکسي هم منتّي برکسي نداشت وهمه با هم خوش بودنددراين قضيه هم بايداينگونه عمل شوداگراز کشاورزانتظارداريم که پاي کاربيايد؛بايدبدانيم چه کاري ازدست او ساخته است اصلاًآيااومي تواند کاري انجام دهدکه نمي دهد!؟ لذاسهم هرکس بايددقيقاًمشخص شودتاعلت کندي کار مشخص گرددمثلاً اگرقرار است کشاورز درمصرف آب صرفه جويي کندبايدنحوه ي اين صرفه جويي مشخص باشد و وظيفه دولت نيزبايددر اين ميان معلوم شودتا کارها هماهنگ پيش رود.نکته آخر اين است که رقیب را نمی توان ونبايد ازبیان نظراتش باز داشت ؛ مخصوصاً وقتی که حرف حساب داشته باشد!! لذامسئولين فقط مي توانند باعملکرد درست ازگزک دادن به دست مخالفان دولت جلوگيري کنندولي نمي توان ونبايد ازبيان عقائدمختلف نگران يا ناراحت شد؛مردم با توجه به عملکرد دولت قبلی به آن شیوه اداره ی کشور رأی ندادندولی نمی توان با بيان ضعف هاي دولت قبلي برضعف هاي احتمالي دولت فعلي دراين زمينه سرپوش گذاشت بلکه تنها راه ؛ اقدام صحیح و سریع دولت در اداره ی امور است که مي تواندمردم را به ادامه ی راه راغب تر سازدوالاّمردم ومخصوصاًمردم آذربايجان با کسي عقد اخوت نبسته اندبلکه هوشيارانه عملکردها را رصد مي کنند، والسلام .
ما امت وسط هستیم نه خود
باخته ی فرهنگی ونه دلباخته ی خرافات
مردم مشرق زمین مخصوصاً ماایرانی ها معمولاً یا ازاین ورلبه ی بام می افتیم یاازآن ور!! به عبارتی بهتر یا روشنفکری می شویم که به تمام داشته های قبلی خودپشت پا می زندوهمه ی آنها راباعث عقب ماندگی می شماردوخواستارکنارگذاشتن آنهاست ویاآن چنان دلباخته می شویم که ازجاده ی اصلی دور شده دست به دامن خرافات می زنیم درحالیکه قرآن کریم مارابه میانه روی واعتدال دعوت می کندما شیعه هاازکودکی عشق وعلاقه ی خاصّی به حضرت ابوالفضل پیدا می کنیم که گاهی این عشق وعلاقه در بعضی هابه حدّ غلوّ می رسدوآنهارا بعضاًدچاراشتباه می سازدوبه جایی می رسند که به قول استاد شهریار می گویند: « نه خداتوانمش خواند نه بشرتوانمش گفت»درحالی که اودرمقابل خداوندمتعال فقط عبدصالح است نه چیزدیگر!! البته عبد صالح مقامی است که درک معنا ومفهوم آن ازطاقت ما خارج است ماهمبن قدرمی توانیم بفهمیم که اومقامی بس ارجمند در نزدخداداردبه همین خاطرتکریم وتعظیم حضرت برمالازم است واگرقراراست یادی ونامی ازاوبرده شودبایدحداقل به نحوشایسته ای باشد اخیراً هنرمندعزیز آقای حسن پورباهزینه ی شخصی خود تندیس مشک حضرت را در ورودی شهرک میلادساخته اندکه درجای خودقابل تقدیراست ولی این اثرزمانی جالب ودیدینی خواهدبودکه مثل مشابه آن درتهران دروسط حوض آب باشدوازهرطرف فواره های آب برآن آب بریزندوبا حرکت نوردر آب جلوه وعظمت خاصّی به آن داده شودوالاّ با این وضع فعلی چندان جالب نیست ومحراب کامل نشده ی میدان نمازراتداعی می کند لذا امیدکه مسئولين تدبيري بيانديشندوايشان را ياري کنند.
سن اوخشا ؛ من قان آغلیم
- الو اولویت !؟ـ بله بفرمایید
- قراربود از نتایج سفر ریاست
جمهوری خبربنویسید چی شد؟
- قراره مسئولین جمع بندی
کنندتا ما هم چاپ کنیم.
- تا مسئولین جمع بندی کنند
بنویس تکمیل پایاب سدّ!!
- ازاون خبر خیلی استفاده کردیم.
- خوب بنویس تکمیل بیمارستان!!
- اونم قبلاً نوشتیم.
- بنویس تکمیل کمربندی!!
-اونم نوشتیم.
- بنويس پروژه بزرگراه هشترود ؛ مراغه
- اون مال مراغه است.
- خوب یه شعر بنویس
- دسمالی وربیرالیمه تاگئنه باشدان آغلیم
اؤلکمیزین دردلرینی سن اوخشا ؛ من قان آغلیم
روستاها از یادمان نروند
باراین انقلاب همیشه بردوش محرومان ومستضعفان بوده است واگر اکنون نیزخدای نکرده حادثه ای اتفاق بفتد این پابرهنگان وروستازادگان هستندکه سینه سپرخواهند کرد لذاانتظارمی رودمسئولین هوای این حامیان اصلی انقلاب را نگهدارندیکی از تفاوت های بارزی که بین شهروروستا است ونیازبه تفکر وتأمّل هم ندارد فرق بین راه های شهری وروستایی است و شاید این مورد ی که به آن اشاره می شودبه نظرچندان تفاوت جدّی و مشکلی خاصّی نباشد ولی در زمان خود ممکن است باعث تلف شدن جان کسی یا نجات جان کسی شود معمولاً خط کشی جاده ها در رانندگی مخصوصاً در هنگام شب نقش بسیار حسّاسی داردو جاده ای که خط کشی آن استاندارد است در این نوع جاده تکلیف راننده کاملاً مشخص است مگر اینکه راننده بخواهد تخلفی انجام دهدکه امر آن جداست حال معلوم نیست جاده ی روستاهای بخش مرکزی جاده حساب می شوند یا نه اگرهستند پس کو خط کشی آن!؟ و اگر نیستند چرا این روستاها فاقد جاده ی استاندارد هستند؟!خوبه که گذر مسئولین هراز گاهی به این روستاها می افتد!!لذاامید است در آن مواقع به این نکات ریزهم توجه بفرمایند.
دایقاسان !؟
در زبان محاوره ای کلمه ی ترکی داروغه را ما دایقا تلفظ می کنیم که معمولاً به نگهبانان اطلاق می شده است یکی ازدوستان می گفت:ایام عیدشهرداری درمیدان راه آهن گل شبو کاشته بودومن هم هر وقت از آنجا عبور می کردم شیشه ی ماشین را پایین می کشیدم تا از بوی دل انگیز گلها بی بهره نمانم روزی دیدم که یکی با زور بوته ای از آنها را بیرون می کشد نگو که شهرداری آب نداده و بوته سفت به زمین چسبیده بود ماشین را کنار تندیس شهید زنده دل کنار زدم ؛ آمدم کنار این فرد وباادب گفتم : دوست عزیز حیفه چرا این گل را در آوردی آن فرد یک نگاه عاقل اندر سفیه ی به من کرد وگفت : میه سن دایقاسان !؟ من مات ماندم که به این به اصطلاح آدم چه بگویم دیدم اگر یک کلمه ی دیگر بگویم کتکی هم نوش جان خواهم کرد.آن عزیز عاجزانه درخواست مي کردکه دراین زمینه اطلاع رسانی کنیم که بابا!! ایهاالناس!!خیابان و کوچه هم جزو خانه ي ما هستند پس اگر گلی نمی کاریم به زحمات شهرداری ارج بنهاده ازگلها به نحو شایسته ای محافظت کنیم ان شاءا...
دو کلمه حرف حق گوش کنیم
قدیما رسم خوبی داشتیم که صاحب عزا می نشست و از هر خانه ای مجمره ای غذا می آمد وبدین طریق از مهمانان پذیرایی می شدوصاحب عزا فقط به خاطر از دست دادن عزیزش ناراحتی می کشیدولاغیر؛ ولی آنقدر خود خواهی هایمان زیاد شد که غذای همدیگر را نپسندیدیم وشد آنچه نباید می شد واکنون به جایی رسیده ایم که فکرخرج ومخارج مرده ؛ زنده را می کشد و از آن بدتر برگزاری مراسم متعدد است که هم صاحب عزا و هم اطرافیان را کلافه می کند و همه در دل آرزو می کنندکه کاش این مراسم خلاصه تر می شد یکی از این مراسمها برگزاری مراسم سالگرد است که می توان به جای اذیت مردم مخارج آن را در امور خیریه صرف کردوبرباقیات و صالحات افزود ولی چون درون و برون مان یکی نیست همدیگر ؛ حتی مرده راهم اذیت می کنیم ؛ جا دارد بزرگان دراین امور بیندیشند واز بار مردم بکاهند تا آنها هم فرصت وزماني برای زندگی کردن داشته باشند.
سهم شهرستان عجب شیرازسفرریاست جمهوری چیست ؟
سفرهای استانی یکی از یادگارهای دولت آقای احمدی نژاداست که دولت تدبیر و امید هم آن را کماکان انجام می دهدولی کیفیت سفرها فرق می کند حالا کارنداریم که دولت آقای روحانی کشوررا چگونه تحویل گرفته و وضع اقتصادی کشور چگونه است ولی آنچه که از سفرهای احمدی نژاد درخاطر عموم مردم باقی مانده است ایجادورزشگاه ها و طرح های ریز و درشتی بودکه حال چه کارشناسی شده وچه نشده خلاصه درانظار عموم مردم اقداماتی به چشم می خورد و به قول معروف : عامه پسندبودولی دولت آقای روحانی گویا قصد دارد کارشناسی شده عمل کند و گام به گام جلو برود که این روشی مثمر ثمرو نیکو خواهد بود البته به شرطها وشروطها!!اولین شرط ادامه عقلانیت ؛ همراه نگهداشتن مردم باخوداست ومنظورازاین مورد تنها راضی نگاه داشتن تحصيلکردگان و روشنفکران نیست چون در انتخابات نقش تعیین کننده را عامه مردم دارند پس درطرحهایی که اجرا می شود نباید طبقه محروم را بی بهره گذاشت چون توسعه ي همه جانبه است که می تواند کشوررا به رشد و کمال برساند ثانیاً باید مستقیم و گاهی بی واسطه در جریان اموربود چون بعضی مواقع گزارش ها چندان با واقعیت سازگار نیستند مثلاً همین موردی که رییس جمهورمحترم در مورد دریاچه گفتند: « وضع دریاچه ارومیه در حال بهتر شدن است » ما که کنار این دریاچه نشسته ایم از اقدامات مؤثر چیزی مشاهده نکرده ایم ؛ زیاد شدن نزولات جوّی و رهاسازی قسمتی از آب سدّها را نمی توان در ردیف اقدامات اساسی دولت گذاشت ؛ حال برچه اساسی به ایشان گزارش داده اند که حال دریاچه خوب شده است الله اعلم سومین شرط که اساسی ترین نیزاست روراستی با مردم است که تاکنون هر دولتی روراست تر بوده یاد ونامش ماندگارتر شده است لذا انتظاراز دولت تدبیر و امید این است که هریک از مسئولین که به مناطق محروم می آینددر رابطه با آن منطقه صحبت کنند وقول های مشخص بدهندتا عامه ی مردم مأیوس از آمدن آنها نشوند!!مثلاً ساخته شدن هتل پنج ستاره توسط بخش خصوصی در تبریز چه ربطی به شهرستان عجب شیرداردکه در شورای اداری آن مطرح شود !؟برای اینکه واردبحث های سیاسی نشویم به قول استاد شهریار: « بیزده گئچک یوردوموزون سوزونه » چون این نشریه ؛ نشریه ای محلّی است و باید به مسائل و مشکلات منطقه ای بپردازد لذا انتظار می رود در شماره آینده فرماندار محترم نتایجي که از این سفربرای شهرستان ما حاصل شده است رابه اطلاع عموم برسانندتا معلوم شودکه دولت محترم چقدر به مناطق محروم نظر دارد واز طرفی میزان فعالیت مسئولین منطقه هم در اخذ اعتبارات لازم به درستی سنجیده گرددوالسلام.
از طوفان نمکی تا هفته ی فرهنگی !!
نویسنده ی طنزپردازترکیه ؛ عزیز نسین در داستانی جالب و شیرین امّا با طنزی گزنده وگاه تلخ ؛ چگونگی آمدن یک مقام بلند پایه به شهری مثل عجب شیری را توضیح می دهد که قبل از آمدن آن مقام ؛ مسئولین محلی با کرایه درشکه و قالی و وسایل دیگر دستی به سرو روی شهر کشیده به نوعی چهره ی شهر را عوض کرده بودندوفرد فضولی هم که قصد خیر خواهی داشت در هنگام بازدیداز ظنّ خود می خواهد پوشالی بودن این وضعیت رابه سمع آن جناب برساند،به همین خاطر به هرزحمتی است خودرا از میان مردم به ایشان رسانده وماجرا را تعریف می کند که آقا !! همه ی اینها عاریتی است وایله وبیله... آن مقام دستور می دهدفوراً این مرد را بگیرند ودر اتاقی زندانی کنندبعداز مراسم پیش او می آیدو سیلی محکمی به صورت او می زند ومی گوید: مردک تو فکر می کنی من نمی دانم شهرشما چی داردوچی ندارد!؟ من می دانم فلان فرشهارا از کجا کرایه کرده اندودرشکه ها را از کدام شهری آورده اندو... پس زیاد فضولی نکن وسرت به کارخودت باشد. البته این توصیف جامعه ای استبدادی وبسته است امّا جامعه ی ما که جامعه ای آزاد واسلامی است به ما این امید و امکان را می دهد که نظرات خود را به سمع و نظر مسئولین برسانیم و از این کار هم خسته نشویم زیرا از مسئولین خود مأیوس نیستیم وفکر می کنیم که اگر خوب توضیح دهیم آنها بهترین راه را برای فلاح ورستگاری مردم انتخاب خواهند کرد و مدّعی هم نیستیم که نظر ؛ فقط نظر ماست ولاغیر!! بلکه امیدداریم که به این سخنان هم توجه شودلذا عرض می کنیم که در این شرایط بحرانی یک ریال هم اگردرجای اصلی اش خرج نشوداسراف است چون قبلاً هم ازاین کارها کرده ایم وجواب نداده است پس چه بهترکه حساب شده حرکت کنیم چون زمان در حال گذراست وتاکنون درطول تاریخ دیده نشده است که زمان به کسی رحم کرده باشد،در روزهای دوشنبه7وسه شنبه8 ارديبهشت اولین طوفان نمکی درشهرستان ماچهره ی ترسناک خودرا نشان دادومادیدیم که چگونه نمک برسر وروی شهر و روستا های ما نشست البته لطف خداشامل حالمان شد و بلافاصله که باران بارید توانستیم نفس راحتی بکشیم ولی اگراین اولین طوفان نمکی باشد قطعاً آخرین آن نخواهد بود؛پس از نان شب هم برای همه ی ماواجب تر است که فکر وذکر خودرا معطوف به این مسأله کنیم ؛ و اگر هفته ی فرهنگی هم اجرا می کنیم باید محور آن نیزهمین مسأله باشد و هرهنرمند یا هر شخصی که در این باره قصور کند به نوعی به تعهّد خود عمل نکرده است زیرا زمان ؛ زمان صحبت از گل و بلبل نیست بلکه زمان ،زمان اقدام وعمل است و تا جایی که ما خبر داریم در شهرستان ما اقدام محسوسی در زمینه مهار طوفانهای نمکی ویا تدبیری در زمینه ی رفع کم آبی منطقه صورت نگرفته است و با این روند که ادامه دارد آینده ی بهتری هم پیش رو نیست چون جنگل کاری و ایجاد کمربند سبز و از این قبیل طرحها جزو طرحهای ملی است ونیاز به بودجه و عزم ملی داردو از طرفی در زمینه ی آبیاری تحت فشار و قطره ای هم چون کشاورزان منطقه ی ما به نان شبشان هم محتاج هستندلذا نمی توانند تا سالها به این امر اقدام کنند واز طرفی دیگر برداشت بی رویه آب نیزبا شدت بیشتری ادامه داردبه همین خاطر دورنمای منطقه از اکنون قابل مشاهد است البته مااز لطف حق ناامید نیستم ولی این بلایی است که بیشتر آن را خودمان با بی تدبیری هایی که شده به وجود آورده ایم وباید خودمان هم از راه اشتباهی که رفته ایم بازگردیم و سروسامانی به خودو منطقه بدهیم و این با همایش و نمایش امکان ندارد! اگرقراراست هفته ی فرهنگی داشته باشیم باید این هفته بیانگر فاجعه ی در شرف اتفاق باشد و الاّ با گفتن همه جا امن وامان است!!چیزی درست نخواهد شد، چون با استامینوفن نمی توان کم خونی بدن را مداوا کرد؛ شاید درد اندکی تسکین یابد ولی مشکل همچنان پا برجاست در استان ما خیلی از کار های فرهنگی زمین مانده است که اگراداره ی محترم فرهنگ وارشاداسلامی بتواند به آنها بپردازد خود ؛ کارعظیمی خواهد بود؛ البته معرفی فرهنگی شهرستانها هم در جای خود کار خوبی است ولی همانطوری که گفتیم اکنون زمان ؛ زمان کار دیگری است که باید با تمام توان آن را انجام دادوهمه ی قلم ها و قدمهابايد درخدمت آن باشند که اگر غیر این باشد شاید بوی تبلیغاتی بودن ازآن اقدام به مشام برسدکه چندان به صلاح نیست چون مردم هوشیارتر ازآن هستند که بتوان با اینگونه اقدام ها سرگرم شوندلذا برای بار چندهم که باشد عرض می کنیم که هر نهاد و اداره ای که می خواهدبه استان ومخصوصاًبه شهرستان ما کمک کند باید کمکش در همین راستاباشد از دولت تدبیر وامید انتظارداریم که هر چه زودترطرح جنگل کاری و کمربند سبزی که قرار بود ایجاد شود عملاً انجام گیردو با کمک های بلاعوض به روستاییان در جهت آبیاری تحت فشارو قطره ای اقدام عاجل صورت گیردوباخریدچندبرابرقیمت گندم وجو از کشاورزان این مناطق ؛از کاشت محصولات دیگری مانند سیب زمینی و پیازوچغندر قند و... که آب زیادی مصرف می کنند جلو گیری گرددتاوضع از اینی که هست بدتر نشود از طرفی از برداشت غیر علمی نمک از دریاچه سریعاً جلو گیری شود و از تخلیه پساب کارخانه ی کاوه سودا در دریاچه ی ارومیه جلو گیری شود تا بچه های بی گناه روستا های ما که محکوم به استنشاق ذرات نمک هستند از این طریق هم دچار انواع بیماری های دیگر نشوندو به فرموده ی مولایمان علی (ع)که فرمود:« الله الله فی جیرانکم فإنّهم وصیّةُ نبیّکم ...» باید حق هم وطن بودن و همسایگی را پاداشت و به کمک بی چاره ها شتافت که اگر چنین شود در آن صورت می توان از هفته ی فرهنگی صحبت کردو الاّکدام فرهنگ وکدام هفته ؟!