ازجشنواره گردو تا خشکیدن
درختان گردو چقدرراه است !؟
دراوایل انقلاب که بوی خوش همدلی ومهربانی همه جا می پیچید همه در پی این بودند که بی نام ونشان فقط برای رضا الهی وپیشرفت کشور کاری انجام دهندوبه ضرس قاطع می توان ادعا کردکه بیشتر کارهای بزرگی که امروزه ما به آن می نازیم پایه واساسش درآن زمانها گذشته شده است اما متاسفانه رسم بدی که امروزه در کشورمتداول شده وبه صورت اپیدمی در آمده است ایجاد خبروارائه گزارش های متعدد ولی تا حدودی بی حاصل است که ادامه ی اینگونه کارها برای کشور بسیار خطرناک است.بحث کرم خراط یکی ازخطرناک ترین آفاتی بود که کشاورزان ما با آن روبروشدند ودر این چند سال نیزشاهد از بین رفتن درختان گردو بودیم که متاسفانه تلاش های منطقه ای هم نتوانست به ریشه کنی آفت منجرشود و مسئولین استانی هم به جای اینکه باتمام امکانات در پی ریشه کنی این آفت باشندوامکانات و بودجه لازم برای این کار راازمرکزاخذ کنند همچنان به کم تحرّکی خوددراین زمینه ادامه داده وهمچنان کم تجرک به نظر می رستد وبه تبع آن مسئولین شهرستانی نیز بجای حل اصلی ترین مسأله کشاورزان منطقه به کارهای جنبی می پردازند! البته منظوراین نیست که برگزاری جشنواره گردو کار بیهوده ای است نه خیر!! اگرکارها منطقی پیگیری شود،کار پسندیده و لازمی است ولی زمان ، زمان امردیگری است ، همانطوری که کارشناسان پیش بینی می کنند: اگر به صورت فراگیر با مشکل موجود مقابله نشودبه قول معروف « نه از تاک ، نشان خواهد بودونه از تاکنشان»يعني اصلاً درخت گردویی نخواهدماندتاجشنواره ای برگزار شودلذا انتظارمی رود که تمامی نیروها و فکرها متوجه این موضوع باشدکه اول درختان گردو را نجات دهیم بعد اگر به خواست خدا آبی داشتیم و درخت گردوی سالمی، آن موقع است که می توانیم جشنواره هم برگزار کنیم والسلام.