قوي دعا قالسين ،بيزه سن وئر بو آميندن نجات
آن روز که به همت نجفي ها مخصوصاٌ حاج صادق صنعت فولاد پايش به عجب شيربازشد،سرازپا نمي شناختيم وباخودفکرمي کرديم که جوانان مان به کلي سنگ بيکاري را انداخته وصاحب شغل وحرفه اي خواهندشدولي گذرزمان وحوادث پيش آمده باعث شد که چشمانمان بيشتر به واقعيت بازشوداين کارخانه علاوه براينکه نان و آبي براي جوانان ما نشدبلکه آلودگي ناشي از آن بيشترباغات اطراف را در معرض نابودي قرارداداز طرفي به مرورزمان افراد غيربومي جاي بومي هارا گرفتند که اين امرهم باعث اعصاب خوردي بيکاران منطقه گرديدوبعدمدتي هم که تعطيل بودوحال که چندصباحيست که به راه افتاده است شاهدجنگهاي زرگري هستيم کاش صاحبان سرمايه باروبنديل خودراجمع مي کردندوماراباهواي سالم شهرو روستايمان تنها مي گذاشتندبه راستي استاد شهريارچه خوب فرمود : قوي دعا قالسين ، بيزه سن وئربوآميندن نجات