آری این چنین بود برادر!!
طبق رویه ی ثابت نشریه ما غالباًازدرج تعریف وتمجیدهایی که از نشریه می شود خوداری می کنیم ولی به چنددلیل نوشته سراسرمحبت آمیز دوست عزیزمان آقای حسین زاده را چاپ کردیم که یکی ازمهم ترین دلایل آن ، این بود که ایشان نوشته بودند « یأس و ناامیدی را اجازه ندهیدکه در رسالت عظیمتان رخنه ای وارد کند» باید عرض کرد: که اگرخدا بخواهداز ناامیدان نخواهیم بود، چون باریکه ای از اعتقاد به خدادر دل ما هست ولی بدون هیچ پنهان کاری باید گفت:که از عملکرد مسئولین ناراحت و دلگیر هستیم چون آن موقع که با دلی امیدوارازتهران برگشتیم وبه جای اینکه به نان ونوایی فکر کنیم به فکر انعکاس کمبودهاي منطقه بودیم گمان نمی کردیم بعد سی سال باز به نقطه ی اول برگردیم ومشکلات سرسخت شهرستان بازباتمسخربه ما نیشخندبزنند وبی فایده بودن آن همه تلاش را به رخ ما و مردم شهرستان بکشند برای نمونه در سال 73 مااز بیست ساله شدن پروژه ی ساخت بیمارستان عجب شیر انتقاد کردیم وبا تلاش مسئولین وخیّران عجب شیری بیمارستان عجب شیر با هزار مصیبت افتتاح شد ولی اکنون که سال 95 است اگر ناشکری نباشد باید گفت: بود ونبودش برای مردم یکسان شده است واگربیمارستان حرکتی می کندحرکت لاک پشتی است درحالی که زمان ، زمان دیگریست اینگونه حرکت هاپاسخگوی نیاز مردم منطقه نیست به هرجای بیمارستان که نگاه کنی نیاز به توجه دارد مردم بارها از ما خواسته اند که درباره ی کلنیک تخصصی بیمارستان گزارش تهیه کنیم ولی به امید اینکه بیمارستان به زودی به وضع خود سروسامانی دهد صبر پیشه نمودیم ، در قضیه ی فوت مرحومه خانم مرادی دم فرو بستیم وبه زعم خود از بیمارستان حمایت کردیم واز کمبود های آن چیزی ننوشتیم ولی زهی خیال باطل که حقیقت را نمی شود پنهان کردتا اینکه چندروز پیش براثرکمبودامکانات عزیزی را نیزاز دست دادیم که رفتنش دل خیلی ها را به درد آورد، صدر جهانی دانش آموزی بودکه باوجودسن کم اش انسان کاملی بودوهر که با او افت وخیز می کرد می دید که نمونه اخلاق است حالا ما درغم ازدست دادن اومات ومبهوت مانده ایم! سالهاقبل بازاگرمطبوعات مطلب درستی می نوشتند ، مسئولین توجه و اقدام می کردند ولی گویی اکنون همه به فکر فردای دنیایی خویشندوهمه جا را مصلحت اندیشي فراگرفته است درکشورهای دیگررسم است که اگرمسئولی وظایف اش را خوب انجام ندهد خود استعفاء می کند ولی دربين ماچنین چیزی رسم نیست حتی ممکن است خود را صاحب حق نيز بدانيم حال ما با این همه درد چه کنیم وغم خود راپیش که بریم؟ شهرستان نه نماینده ای داردکه با اودرددل کنیم ونه شورای شهرش توجه جدّی داردونه مردمش حال و حوصله ی سوال وجواب !! در این شهراز که بنالیم؟آری این گوشه ای ازمشکلات ماست اگرشریعتی برای مسائل آرمانی فریاد می زد ماباید به خاطرضروریات زندگی مادّی فریاد بزنیم که آری این چنین بود برادر!!