ازبلیط بخت آزمایی تا پیاز پنج هزارتومانی
حتماً داستان طنزآلودی را شنیده ایده که می گویند: روزی روستایی برای دیدن دوست پینه دوزخودبه شهر رفت وچون در خانه ی پینه دوزچیزی برای خوردن نبود صاحبخانه حیران و سرگردان شد که چه خاکی بر سرش کند تا در مقابل مهمان شرمنده نباشدبعداز کلی فکر ، پینه دوزآب کفاشی را که به رنگ قهوه ای بود جلو مهمان گذاشت و گفت: دوست عزیزم دوشاب است سربکش !! روستایی بعدازسر کشیدن آن تنها یک جمله گفت : ای دوست دوشابت مزّه نداشت . اگردر داستان دقت کرده باشید – البته اگر روایت ضعیف من به آن آسیب نزده باشد- یک طنز گزنده ای وجود دارد وآن اینکه: انسان در طول تاریخ سعی کرده دیگران را احمق فرض کند تا بتواندبا این بهانه هرطوری که خواست با آنها رفتارکند وظاهر قضیه هم این است که رندان این چنینی ، غالباً پیروز میدان بوده اندولی زهی خیال باطل !! از طرفی این داستان یک پیام نیشداردیگری نیز دارد وآن اینکه : روستایی، هر کس یا هر چیزیی را هم درست نشناسد ، دوشاب را خوب می شناسد چون دسترنج خوداوست واینکه به روی دوستش نمی آورد نشانگرحماقتش نیست بلکه داستان ، حماقت دوستش را پررنگ تر نشان می دهدتا بی سرانجامی ورذالت چنین رفتارهایی برجسته نماید. همه می دانیم که درمذهب شیعه حکومت به صورت اکمل آن وعدالت به معنای واقعی اش فقط با حضورمعصوم تحقق خواهد یافت وحرکت مردم ایران برای پیروزی انقلاب اسلامی هم در راستای مقدمه چینی برای تحقق چنین آرزویی بوده است وهمانطوری که ازطرف بزرگان نظام نیز بارها اعلام شده است ما در آغازراه هستیم وبا اسلام واقعی فاصله بسیاراست .آنچه که درمذهب شیعه جالب توجه است این است که: شیعه با اینکه سیاست ومتد خاصّی برای اداره ی جامعه داردویک مذهب سیاسی است ولی سیاست بازنیست یعنی همان چیزی که خیلی ها بر امیر مومنان خورده گرفتندکه : پسر ابی طالب سیاستمدار نیست وکار به جایی رسیدکه حتی شاگردش ابن عباس هم به حضرت توصیه کرکه: بگذارمعاویه به نام تو خطبه بخواند بعد او را عزل کن که اگر اکنون عزلش کنی سر به طغیان بر می دارداما امام قبول نکرد که حتی لحظه ای سیاست بازی کند. در طول تاریخ اینگونه رفتار کردن وحکومت کردن از نظر دنیا پرستان بی سیاستی تلقّی شده است وبه قول امروزی ها پاشنه آشیل حکومت شیعی همین رو راستی ویکی رویی با مردم بوده و خواهد بودلذا برای چنان حکومتی ، مردمی دیگر بباید واز نو عالمی ، یعنی منتظران واقعی باید خود و دیگران را در حدّ امکان تربیت کنند وبه انسان واقعی شدن نزدیک شوندومنظوراز تربیت هم تنها به این معنا نیست که باید فقط در مراسم های مذهبی حضور یافت اگرچه آنها نیز لازمند ولی کافی نیستند لذاانسان بایددر پیش خود و خدای خود راستگو و درست کردار باشدنه اینکه در موقعیت های مختلف تظاهربه این امر نماید ، چیزی که امروزه در خود ما و در جامعه کمبودش به عیان قابل مشاهده است وبه نوعی ریشه تمام مشکلات مابه آن برمی گردد.علت اینکه اسلام دودوزه بازی و دغلبازی یا به قول امروزیها سیاست بازی را برنمی تابد این است که انسان را ازکاروکوشش شرافتمندانه باز داشته، به دزدی و ریاکاری می کشاندبه همین خاطر هم هست که می فرماید: « فقط نتیجه سعی و تلاش انسان از آن اوست نه چیز دیگر » برای نمونه به صورت گذرا به دو مورد در حوزه های اجتماعی و اقتصادی اشاره می شود که چگونه اینگونه رفتارها مردم را منحرف و سردر گم می کند حتماً بزرگتر ها یادشان است که قبل از انقلاب بین سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۶ بلیطهای بختآزمایی در ایران به فروش میرسیدند. خرید این بلیط ها از نظرافراد مذهبی، قمار به شمار میرفت و همین امر باعث شد که فروش آن پس از انقلاب متوقف شود.ولی در دهه ۱۳۷۰ شکل جدیدی از بلیط های بختآزمایی به نام بلیط ارمغان بهزیستی توسط سازمان بهزیستی برای مدتی کوتاه منتشر شدکه از ادامه آن نیزجلو گیری گرديد .امّا اخیراً باز بازارجایزه های میلیونی و میلیاردی مخصوصاً در تلویزیون داغ شده است ونشان از حادّ شدن بیماری جامعه داردباید گفت : اینگونه برنامه ها نقش مسکن را بازی می کنند و کارکردشان این است که افراد فقیروبیچاره مدتی بربال خیال و اوهام سوارشوندو با فکر کردن به آن جایزه ها مدت اندکی بدبختی های خود را فراموش کرده و به فکر طغیان وشورش نباشنداما در جامعه ایده آل اسلامی جایی برای این سیاست بازی ها نبایدباشد بلکه ارزش واقعی بایداز آن کار وتلاش گردد .نمونه دیگر مربوط به حوزه ی اقتصادی است که به خاطر عدم به کارگیری سیاست های درست ، بازار مدام در تلاطم است ومعلوم است که علاوه بر عوامل خارجی ،در داخل عامل اصلی بیشتر همان سیاست بازی است که با چهره ای دیگر به این نابسامانی ها دامن می زند!! پیاز آن موقع که آبهای زیر زمینی ما را کاهش می داد وجان و تن پدران ومادران مارا می کاست وسختی کارش باعث گسترش اعتیاد در جامعه بود ، در دست کشاورزمی ماند و دوباره سبز می شد و کشاورز مجبور بود که آن را یا در کنار خیابانها یا در مزارع رها کند وبه فکر قرض برای پرداخت بدهی هایش باشد امّا اکنون که کشاورزان ما از رمق افتاده اندودیگر کاشت پیازدر منطقه ی ما از رونق افتاده است یک مرتبه کیلویی پنج هزار تومان شده است ، این نشان بیماری اقتصادی است که مسئولان مربوطه با در دست داشتن تمامی آمارها نمی توانند یا نمی خواهند کنترلی براوضاع داشته باشنددر این بین تنهاسودجوها سودهای کلانی می برند وجامعه بیمارتر می شودونتیجه این نابسامانی هادر مقیاس کوچک این خواهد شدکه سال بعد کشاورزان ما باز تراژدی سالهای گذشته را تکرارخواهند کرد وروی به کاشت پیاز خواهند آورد وخدای نکرده قصه ی پرغصه دوباره شروع خواهدشد اینگونه مدیریت در هیچ جامعه ای مطلوب نیست ،درجامعه اسلامی نیز که کلاًمردود است سیاست بازی در هر کاری که باشدنشان می دهد که خیلی جا های کار می لنگدوکار درست پيش نخواهد رفت !!حال سوال این است که : آیافقط با کنترل دولت ودستگاه قضایی امور سامان می یابد قطعاً جواب منفی است چون تاوقتی که خیلی از ما به پول مفت می اندیشیم و کار کردن در نزدما محترم نیست آرزوی جامعه سالم داشتن محال است پس اگر راست می گوییم باید از راهش وارد شویم نه از راه سیاست بازی و دغلکاری !!