کشاورزي ما نه مدرن است نه سنتی

 

 

پدران ما با نظم و قاعده ي خاصّي کشاورزي مي کردند که امروزه به آن کشاورزي سنتي گفته مي شود ، خاک وآب درنظر آنها مقدس بود، آنها خود را مجاز نمي دانستند که براي سودبيشتربانعمت هاي الهي دل بخواهي رفتار کنند، چون همه چيز راامانت مي دانستندودراستفاده ازآنها مراقب بودند، به همين خاطر هم کمتر با بحران هايي که ما اکنون با آنها مواجهيم روبرو مي شدند امّاافزایش روزافزون جمعیت و در نتیجه تقاضای بیشتر برای غذا و عدم وجود تعادل بین تولید و مصرف باعث جایگزینی كشاورزی صنعتی به جاي كشاورزی سنتی گردید وکشور ما نيز از اين امر مستثني نبود ولي آنچه که در کشورما اتفاق افتاديک کشاورزي نيمه صنعتي مخرّب بودکه همه چيزرا فداي توليدات آلوده به انواع سموم مي کرد در حاليکه كشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه مسائل و مشکلات کشاورزي صنعتي را حل مي کردندو به سمت کشاورزي ارگانيک حرکت مي نمودندماهمچنان با زيانبارترين آثارکشاورزي نيمه صنعتي به توليد مي پرداختم که نه صرفه ي اقتصادي داشت ونه جنبه بهداشتي!! آلوده به انواع سموم و هورمون های موجود در كودهای شیمیایی بالاخص نیترات و كادمیم به عنوان 2 عامل بیماری زا و سرطان زا، بروز آفات و بیماری های عدیده در انسان، گیاه و حیوان بود،ما با اين نوع کشاورزي خاک و آب وجان ومالمان را بربادداديم وبالاخص ماآذربايجاني هااکنون کنار درياچه اي که منتظرطوفانهاي نمکي است نشسته ايم عجيب تر اينکه باز خيلي از ما ، راحت به کاسب و کارضد اخلاقي وبعضاً غيرانساني خودادامه مي دهيم وفکر مي کنيم که مثلاًما زرنگ هستيم وهمانطوري که خيلي از مفاهيم در ميان ما تغيير معنا داده اند زرنگي نيزتغييرمعنا يافته است به فرموده ي سعدي زرنگي يعني:«جهدمی کندکه بگیردغریق را» گفت آن گلیم خویش به در می برد ز موج وین جهد می کند که بگیرد غریق را. ولي اکنون خيلي ها در اين فکرند که گليم خويش را به در ببرندواين شدني نيست و چنين انساني هر جا هم فرار کند نتيجه ي عملش گريبانش را خواهد گرفت لذا بهتر است که هر کس در هر موقعيتي که هست با خود و با مردم صادق باشد هريک از ما بايد بدانيم که در استفاده از آب و خاک مسؤوليم !! نظام عالم نظام بزن در رو نيست بلکه« زدي ضربتي ضربتي نوش کن» قطعاً وجود دارد پس اگر به فکر خود نيستيم به فکر نسل آينده باشيم ، خوب شايد سوال شود که چه کنيم؟ آغازگر کاربايدخوددولت باشدودر وهله ي اول خط مشي کشاورزي کشور را عملاً مشخص کند که ما به سمت چه نوع کشاورزيي در حال حرکت هستيم دروهله ي دوم بايد براي جاهايي که با بحران مواجه هستند يک راهکار اضطراري در نظر گيرد ، مثلاً در مورد درياچه ي اروميه به جاي اينکه مدام سخنراني و سمينار وکذا و کذا راه بيفتد به جاي همه ي اينها عملاً در پاي کار حاضر شود و با مديريت فعّال بحران را مديريت کند!! دولت مي تواند با کمک مستمربه کشاورزان منطقه از آنها بخواهد از کاشت سيب زميني و پيازو چغندر خوداري کنند تا حداقل، آبي براي مصارف ضروري باقي بماند،تکليف مردم هم که مشخص است،بايد به راهکار هايي که کارشناسان ارائه مي دهند ازدل وجان عمل کنندکه صلاح خود و نسل آينده شان به آن بستگي دارد لذا آنچه که به نظر مي رسد راه معلوم است فقط آنچه که لازم است صداقت و امانت و تصميم به انجام کار است البته آنچه تاکنون مشاهده شده است اقدامات جسته وگريخته وبيشتر شبيه به مسکن بوده است تاکار اساسي!! لذا از دولت محترم اميد مي رود اگرواقعاًقصد احياي درياچه را دارد با تمام توان پاي کار حاضر شود که مردم از سخنراني و شنيدن گزارشات سمينارهاوغيروغيرخسته شده اند والسلام.

 

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |