مسؤول متخصّص مهمّ است یامتعهّد ؟!
اخیراً زمزمه ، چه عرض کنم ، سر و صداهایی در مورد تغییر بعضی ازمسؤولین به گوش می رسدکه لازم دیدیم چند نکته ای را هم ما عرض کرده باشیم گرچه طوماربه دستان عزیزمجال نفس کشیدن را هم به مانخواهند داد و تا ما «ف» بگوییم آنها «فرحزاد» را هم به دست خواهندآورد ولی بر حسب وظیفه مصدّع اوقات شریف خوانندگان عزیز می شویم و عرض می کنیم که اگر خاطر شریف دوستان باشدما از مدافعان سرسخت مسؤولین محلی بوده وهستیم و باور داریم که اگر کسی شرایط لازم را داشته باشد و به محل خدمت خود نیزآشنا باشد، کارایی و راندمان کاری بهتری خواهد داشت ولی متأسفانه طوماربه دستان عزیز بیشترمواقع ازعقل و منطق سبقت گرفته و حرف خودراباانواع واقسام حیل به کرسی می نشانندواگرچه بی ادبی است ولی آن موقع است که باید گفت : « خر بیار و بقالی بار کن» درست است که قصد ومنظور طوماربه دستان چیزدیگری است وبه قول مولانا: « علت عاشق ز علت ها جداست » وشایدازدیدگاه خودشان هم قابل سرزنش نباشند ولی ضربه ای که این دسته افراد به انقلاب و اسلام می زنند از هرضربه ای مهلک تر است زیرا برای سود آنی خوداز کسی حمایت می کنند که شایستگی لازم راندارد ولی با بی کفایتی هاي این مسؤول طوماری ،آن سود های آنی که به ضرر تبدیل می شودهیچ!! سرنوشت کلّ منطقه هم به خطر می افتدبه قول شهریار دل ها بایددر مورد این تیپ افرادبه خدا عرض کرد بار خدایا: « قوی دعا قالسین بیزه سن ور بو آمینن نجات » یا به خود اینها التماس کرد:که آقایان محترم یکبارهم که شده شما دست از خیرخواهی زیان بارتان برداریدوذهن وفکر مسؤولین بالادست را مغشوش نکنید، بگذارید در فضایی آرام آن شخصی که به مصلحت است انتخاب کنندولی کو گوش شنوا؟! امّا چیز بسیار مهمّی که در انتخاب مسؤولین مغفول می مانداین است که آیا تخصص مسؤول منتخب مهم است!؟یاتعهداو!؟ خاطره ای در این باره نقل شده است که هر مسؤول فرا دستی باید در حین انتخاب مسؤول فرودست به آن توجه جدّ ی بکندوآن خاطره این است « درسال ۵۸ مناظره ای بین مرحوم مهندس بازرگان و شهید بهشتی تحت عنوان : تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟درصداوسیمابرگزارشدشهیدبهشتی معتقد بود مسئولین بایدمتعهدباشندومرحوم بازرگان اعتقادداشت تخصص مهمتراست گویا درحین بحث مرحوم بازرگان سوالى از شهید بهشتی پرسیده است که: آقای دکتر فرض کنیم قصد داریدبااتوبوس ازشهرى به تهران بیایید. راننده ای داریم که جاده را مثل کف دست می شناسد ولی اهل همه جور معصیتی است و راننده دیگری که تازه کار است ولی بسیار متقی و اهل تدین. شما خانواده تون رو با کدام راننده راهی می کنید؟! در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کرده سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه می گویند: آقامن دیگه صحبتی ندارم» البته پارادوکسی در این بحث وجود داشت وآن اینکه ما باور داشتیم که تعهد مهمترین است ولی در این مناظره تخصص پیروز شده بود که شهید چمران با نفس روحانی اش آن رانیزبه زیبایی حل کرده اندگویا از ایشان سئوال می شود :که آقای دکتر تعهد بالاتر است یا تخصص؟ شهید جواب می دهند تعهدبالاتر است! ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند قطعاً انسان متعهدی نیست ...! منظوراز نقل این خاطره این بودکه وقتی مابر اهل محلّ بودن مسؤول تأکید می کنیم منظورمان فقط صرف همشهری بودن اونیست بلکه اگردونفردرتصدّی یک مسئولتی حائز تمام شرایط بودندآن که اهل محلّ است به قبول آن مسؤوليت اولی تراست ولی امان از دست این طومار بنویسان !! چه هاکه نمی کنندلذا ازمدیران کل واستاندارمحترم انتظارمی رودکه به طومارکمترتوجه فرمایند ، تاهم منطقه ی ما وهم خودشان از شرّ آنها امان بمانيم بمنه و کرمه .