درایام مبارک ماه رمضان برای اینکه ازسرچشمه ي جوشان وحی الهی جامی برگیریم وخودرا چندی از غم ایام برهانیم بایدبه قرآن کریم پناه بریم که اوبهترین دوست وصادق ترین مونس است، البته باچشم ودلی که ما داریم عروس معانی برمارخ نشان نخواهد گشودلاجرم با چشم رهیافتگان این بارگاه به پیشواز این محبوب می رویم واز نفس قدسی علامه طباطبایی مددمی جویم؛ آنجا که در مقدمه ی تفسیر سوره فجر می فرماید: « انسان به خاطر كوتاه فكريش خيال مىكند اگر خدا به او نعمتى داده به خاطر آن است كه نزد خدا كرامت و احترامى دارد، و آنكه مبتلا به فقر و فقدان است، به خاطر اين است كه در درگاه خدا خوار و بىمقدار است، و به خاطر پندار غلطش هر فساد و طغيانى را مرتكب مىشود، و آن پندار غلط را روپوش و رفوى خطاهاى خود مىكند، و دومى هم به خاطر آن پندار غلطش كفر مىگويد (و به هر ذلتى تن مىدهد) و حال آنكه امر بر او مشتبه شده، بلكه اگر قدرت و ثروت دارد و اگر مبتلا به فقر و تنگى معاش است، همه به منظور امتحان الهى است، تا روشن كند چه چيز از دنيايش براى آخرتش از پيش مىفرستد»در این سوره ی شریفه خداوند متعال بعداز اینکه از بناهای عالی که قوم عاد وثمود وفرعون بنا نهاده اند یاد می کندعلت اصلی بدبختی انسان رادوست داشتن شدید مال می داند ودراین مورد سخت ترین هشدارها را می دهدالبته نظر علامه (ره) در تفسیر« فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ» با آن که ما در اینجا ذکر کردیم فرق می کندايشان می فرمایند: ذو الاوتاد" صفت فرعون است، و كلمه" اوتاد" جمع" وتد" است كه به معناى ميخ است.بعضى گفتهاند: اگر فرعون را"ذو الاوتاد- داراى ميخها" معرفى نموده، ازاين جهت است كه فرعون باميخهايى بازى بردوباخت داشته. و بعضى ديگرگفتهاند:جهتش اين است كه فرعون به هركس غضب مىكرد، اورا چهارميخ مىكرده، يعنى دو دست و دو پا و سر او را بر زمين ميخكوب مىكرده و بعد شكنجهاش مىداده. بعضى ديگر گفتهاند: معنايش" ذو الجنود- صاحب لشكرها" است، چون لشكر براى كشور به منزله ميخ است. بعضى ديگر وجوه ديگرى براى آن ذكر كردهاند، كه بر هيچ يك از آن وجوه دليل قابل اعتمادى نيست (ج17 ص282)البته با استفاده از روش خود علامه که تفسیر قرآن به قرآن است وهمچنین با توجه به سیاق آیات وجه دیگری نیز قابل طرح است ، اگرما به کاربرد کلمه اوتاد در قرآن کریم توجه کنیم می بینیم که این کلمه دوبار با الف ولام (سوره ی ص آیه 12وسوره ی فجر آیه10)ویک بار بدون الف ولام (سوره ی نبأ آیه 7)بکار رفته است که درسوره ی نبأ قرآن کریم از کوهها به عنوان میخ های زمین یاد می کند لذا یکی از وجوه معنایی ذُو الْأَوْتادِ می تواند اهرام ثلاثه مصر باشد چون وقتی در مورد عاد وثمود صحبت می کند از کاخها وساختمانهایی که ساخته اند سخن به میان می آورد ونمی شود در ادامه به چهار میخ کشیدن اشاره کند چون مخالف سیاق است لذا شایدتفسیر اخیر برای « فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ» بهتر باشد همانطوری که خود علامه نیز در مقدمه فرموده انداین سوره بیشتر درباره تعلّق خاطر داشتن به دنیا بحث می کندویکی از تعلقات دنیایی ، داشتن ساختمان وعمارت است. با این مقدمه باید عرض کرد که درست است که مردم عجب شیرچندان ثروتمند نیستند ولی باید به یاد داشته باشیم که فرموده اند: «کمال الجود بذل الموجود» است یعنی بخشش از موجودی نه اینکه منتظر ماند تا ثروتمند شد چون هرچقدر ثروتمندتر شویم حبّ دنیا در دلمان بيشتر خواهد شد وانفاق هم مشکل تر خواهد بود، عیبی که به ما وارد است این است که مانند گذشتگانمان نتوانسته ایم باقیات صالحات از خود به جا بگذاریم اگر به گذشته ی خویش نیک بنگریم زمین ها وساختمانهای موقوفی در شهرستان عجب شیر کم نیستندولی در سالهای اخیرحرکت های چشمگیری انجام نگرفته است البته آنهایی را که به بیمارستان وجاهای دیگرکمک کرده اندازیادنبرده ایم ولی باید بیش ازاینها باشد چون معلوم نیست مالی که ما به هزار زحمت فراهم کرده ایم درچه راهی صرف خواهد شد پس چه بهتر که خود در مورد قسمتی از آن تصمیم بگیریم ،ازطرفی بایدمواظب بعضی جهات باشیم مثلاً تشرف به حج وعتبات عالیات به چشم وهم چشمی تبدیل نشود!! من باب مثال چون فلانی به حج مشرف شد حتماً من هم باید مشرف شوم به قول عراقی :«توبرون درچه کردی که درون خانه آیی» البته سفر به این اماکن متبرکه آرزوی هر مسلمانی است ولی مسلمانی هم شرایطی دارد یکی از آنها هم به جا گذاشتن باقیات صالحات است چه تعداد حاجی وکربلایی ما دراین راه قدم برداشته اند؟همانطوری که همه معتقدیم معصومین حاضرند واگر با اخلاص وشرایط سلام کنیم جواب می دهند حال اگر درعالم معنا از ما سوال کنند که با چه رویی به زیات ما آمده ای!؟ آیا جوابی داریم ؟ امید که همه ی ما مخصوصا ًثروتمندان قبل از اینکه دستمان از دنیا کوتاه شود ، اثرو نام نیکی از خود به یادگار بگذاريم.ان اشاا....