انسانم آرزوست


در طول تاريخ از يونان قديم گرفته تا عصر حاضر انسان هميشه به دنبال يک گمشده اي بوده است  وبا اينکه خيلي وقتها از هر لحاظ تأمين بوده ولي مدام چشم ودلش جستجوگرانه همه جا را مي پاييده است وبعضي وقت ها هم دچار انحراف گشته ؛ علت همه ي اين دلتنگي ها وناراضي بودن از وضع موجود برمي گردد به اين که همه ي ما به دنبال نمونه والگوي کامل خود ويا به عبارتي ديگردرپي انسان کامل هستيم چون خداوند مارا آفريده است که چون او باشيم ومانند او عبادت کرده وبا يکديگر رفتار کنيم به همين خاطر هم هست که عرفا ، انديشمندان وشاعران به دنبال تغييروضع موجودبوده اند مثلاً حافظ فرموده: آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست / عالمي ديگر ببايد ساخت وزنو آدمي يا مولانا اززبان آن حکيم فرموده : دي شيخ با چراغ همي گشت گردشهر/کزديو ودد ملولم وانسانم آرزوست که اگر بخواهيم نمونه هايي از اين دست بياوريم خود کتابي مستقل مي شود ولي آنچه که در طول تاريخ هميشه فراموش کرده ايم ويا خود را به فراموشي زده ايم اين است که دنيا لحظه اي هم از انسان کامل خالي نيست وآنکه در اصل بايد ظهور کند ماهستيم نه  او ما هستيم که چشم ها را بايد دوباره بشوييم و درست نگاه کنيم که چه نيکو گفته اند : پاک شو اول وپس ديده برآن پاک انداز/خدايادر اين روزهاي مبار ک توفيق اصلاح شدن را به همه ي ما ارزاني دار وديدار آن محبوب را نصيب ما سازآمين يا رب العالمين    

نوشته شده توسط عنایت الله قاضی در |