معلمی شغل انبیاست
به دردش نمي رسيم حداقل دزدش نکنیم!
با اندک نظری در نظام آموزشی کشورهای توسعه يافته می بینیم که معلّم واستادازشأن ومنزلت والایی برخوردارند ومردم به صاحبان چنین مشاغلی نهایت احترام وارزش راقائل هستندوقریب به اتفاق مردم این کشورهاهم مسلمان نیستنددرحالیکه چنین فرهنگی ازآن مسلمانان است وریشه در فرهنگ اسلامی داردواین سخن که « معلمی شغل انبیاست » نيزبرخاسته از همان تعالیم عالیه است، مع الاسف همانطوری که دیگرتعالیم اسلامی مهجورمانده است این سنت حسنه نیز در ایران اسلامی روبه فراموشی است چون در جامعه کنونی ما معیار همه چیز، پول است وآن هم نه پول حلال بلکه پول باد آورده وکلان که لاجرم حرف وحدیث هایی هم در پی دارد! البته تا اینجای قضیه شاید قابل تحمّل باشدزیرا کورسویی از امید باقی است ، چون هنوز مصلحان جامعه یعنی معلمان قداست ورسالت خودراازدست نداده اندواگر عدّه ای طعنه زنند که :«خیلی وقت است که معلمان هم پولکی شده اند!! » بازجای امیدی باقی است زیرا این طعنه شامل همه نمی شود امّااز وقتی که طرح رتبه بندی معلمان بوی پول می دهداین خطربه صورت آشکارجلوه گری می کند که صلاح ورستگاری ازمیان ما رخت بربندد!! چون وقتی معلّم پولکی باشددیگرامیدی به رستگاری جامعه نیست . واقعاً معلوم نیست سلسه جنبانان آموزش وپرورش ما براساس چه اصول وآرمانی برنامه ریزی می کنند اگربراساس روانشناسی غربی این مهم صورت می گیرد، متد وروش آنها مشخص است واگرقراراست براساس فرهنگ اسلامی این برنامه ریزی صورت گیردباید چهارچوب های آن برموازین اسلامی استوارباشد واین مغلطه وملغمه ی فرهنگی نباید و نمی تواندادامه یابد به قول معروف یا رومی رومی یا زنگی زنگ !! در طرح رتبه بندی معلمان تنهاچیزی که مورد بررسی قرار نمی گیرد این است که آیا این معلمّ درامر تدریس موفق است یا نه!؟ وبه جای اینکه معلمان را به کارتدریس راغب نماید بیشتر به دنبال این است که آنها رامدرک گراترنمایدواین مسأله نهایتاً به سرقت فرهنگی ودروغ وتملّق و چاپلوسی منجرخواهدشدوقشرفرهنگی مارا ازقداست دورخواهد ساخت وضربه ی جبران ناپذیری به فرهنگ ما خواهد زد. وقتی در فرهنگ ما معلمی شغل انبیاست این سخن افق رفتاربا معلم را ترسیم کرده است وآن این است که معلّم قبل از اینکه استخدام شودباید تمام شرایط وصلاحیّت های لازم را داراباشدمثلاً اگرقراراست معلم ما پژوهشگر باشد باید این رفتاراز نوجوانی در وجوداو نهادینه شود والاّ اگراز کسی که عشق به تحقیق ندارد مقاله بخواهی فوراً مقاله ای را دانلودمی کند وبه جای نویسنده ی اصلی نام خودرا می زندودزدی را هم یاد می گیردحال بیا وبچه معصوم مردم را دست چنین فردی بده معلوم است که دانش آموز چنین فردی هکر خواهدشدآن هم اگربا استعدادباشد!!واقعاً معلوم نیست که تنظیم کنندگان چنان فرمهایی آیا خوددستی در آتش داشته اند و خود چند صباحی معلمی کرده اندیا نه !؟ آنچه از این فرمها قابل فهم است گویا تهیه کنندگان آن از جامعه معلمان نبوده یا مدت زمان طولانی از امر آموزش به دور بوده اند والاّ می دانستندکه معلم ایرانی چه رنج هایی را تحمّل می کند تا خودرا پاک نگه دارد!! هیچ کس با سنجش مخالف نیست به شرطی که جوانب امرسنجیده شودوشرایط درنظرآیدنمی توان همه ي بارهارا بردوش معلم گذاشت وانتظارداشت که معلم پیامبرگونه باشدوعمل کنداگرچنین انتظاری از جامعه ی فرهنگی باشد ناسپاسی دانش آموزان دیروزی را می رساند آنچه برای معلمان زجرآورتراست تبدیل آنها به ماشین مدرک گراست در حالیکه اوقراراست آدم تربیت کندواین امر چون جنبه روحی وروانی دارداز ماشین برنمی آیدیا حداقل تاکنون برنیامده است پس شأن ومنزلت یک معلم بسیاروالاترازاین است که معیارش اینگونه فرمها باشد وتبدیل به ماشین دل بخواه گردد زیرا او بیشتر با روح بچه ها کارداردنه با پول ودنیای پولکی ! پس لطفاً دست نگهدارید ومعلمان را آلوده نکنید!! تکلیف روشن است اگرقراراست به روش غربی معلّم سنجیده شود راه وروش آنها روشن است واگرقراراست به روش اسلامی این کار صورت گیردراه و روش اسلامی نیز مشخص است ببینید ائمه با معلمان فرزندان خود چگونه رفتار می کردند شما هم نه مثل آنها بلکه شیعه آنها باشید والسلام
دغدغه محیط زیست حیاتی است ، کو گوش شنوا؟
اخیراًدر خبرها آمده بودکه : با شکارچیان خرگوش در منطقه برخورد شد ویک عقاب نیز به دامن طبیعت شهرستان بازگردانده شدخداباز پدرتولیدکنندگان خبررا بیامرزدکه برای ما خبرنگاران خوراک خبری تهیه می کنند تاحداقل ما هم بگوییم که در شهرستان ما خبری هست !! ولی واقعیت امر این است که مشکل محیط زیستی ما خیلی فراتراز این حرف هاست واگرقراربه مصاحبه باشد باید مسئول محترم اداره ی مربوطه در مورد مشکلات اصلی ارائه ی گزارش کندتا مردم مطلع شوند که آیا برداشت بی رویه ی نمک از زمین های بی صاحب عجب شیر همچنان ادامه دارد یا نه؟! آیا گردوخاک حاصل از این امر برای محیط زیست زیان بار است یا نه !؟ آیا فاضلاب شرکت کاوه سودا از شهرستان بناب عبور داده شده ودر ساحل روستای خضرلورها می شود یانه ؟ آیا شرکت های آلاینده اطراف شهرستان به موارد زیست محیطی پایبندند یا نه ؟وسوال های متعدد دیگری که نیاز به روشنگری داردتا اگرمشکلی هست اقدام شود و اگر موردی نیست مردم از نظرروحی وروانی آسوده باشند والا مصاحبه کردن در مورد شکاریک خرگوش دردی را دوا نخواهد کردوکارنامه ی درخشانی را هم تشکیل نخواهدداد ! اگرخبرنگارمحافظه کاری کند وننویسد ومسئول بنابه ملاحظاتی گزارش نکند فاجعه ای رخ می دهد که دامن گیر همه می گرددوبه قول حافظ « وای اگرازپس امروز بود فردایی »راستی چرادرباره فاضلابی که در رودخانه های عجب شیر رها می شود گزارش زیست محیطی عرضه نمی شود و خطرات ناشی از این رها سازی به مردم گوش زد نمی گردد!؟ آیا این مسأله جزو وظایف محیط زیست نیست؟نشریه اولویت که تنها نشریه ي فعّال درشهرستان است تاکنون چنین گزارشاتی را دریافت نکرده است امیداست که بعداز این درمورد مشکلات اساسی شهرستان هم مصاحبه شودتا بتوانیم شهروروستایی سالم داشته باشیم بمنه وکرمه .
ازجشنواره گردو تا خشکیدن
درختان گردو چقدرراه است !؟
دراوایل انقلاب که بوی خوش همدلی ومهربانی همه جا می پیچید همه در پی این بودند که بی نام ونشان فقط برای رضا الهی وپیشرفت کشور کاری انجام دهندوبه ضرس قاطع می توان ادعا کردکه بیشتر کارهای بزرگی که امروزه ما به آن می نازیم پایه واساسش درآن زمانها گذشته شده است اما متاسفانه رسم بدی که امروزه در کشورمتداول شده وبه صورت اپیدمی در آمده است ایجاد خبروارائه گزارش های متعدد ولی تا حدودی بی حاصل است که ادامه ی اینگونه کارها برای کشور بسیار خطرناک است.بحث کرم خراط یکی ازخطرناک ترین آفاتی بود که کشاورزان ما با آن روبروشدند ودر این چند سال نیزشاهد از بین رفتن درختان گردو بودیم که متاسفانه تلاش های منطقه ای هم نتوانست به ریشه کنی آفت منجرشود و مسئولین استانی هم به جای اینکه باتمام امکانات در پی ریشه کنی این آفت باشندوامکانات و بودجه لازم برای این کار راازمرکزاخذ کنند همچنان به کم تحرّکی خوددراین زمینه ادامه داده وهمچنان کم تجرک به نظر می رستد وبه تبع آن مسئولین شهرستانی نیز بجای حل اصلی ترین مسأله کشاورزان منطقه به کارهای جنبی می پردازند! البته منظوراین نیست که برگزاری جشنواره گردو کار بیهوده ای است نه خیر!! اگرکارها منطقی پیگیری شود،کار پسندیده و لازمی است ولی زمان ، زمان امردیگری است ، همانطوری که کارشناسان پیش بینی می کنند: اگر به صورت فراگیر با مشکل موجود مقابله نشودبه قول معروف « نه از تاک ، نشان خواهد بودونه از تاکنشان»يعني اصلاً درخت گردویی نخواهدماندتاجشنواره ای برگزار شودلذا انتظارمی رود که تمامی نیروها و فکرها متوجه این موضوع باشدکه اول درختان گردو را نجات دهیم بعد اگر به خواست خدا آبی داشتیم و درخت گردوی سالمی، آن موقع است که می توانیم جشنواره هم برگزار کنیم والسلام.